صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٦٤
[حديث] ششم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ ال «اسْتَوى عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ؛ فَلَيْسَ شَىْ ءٌ أَقْرَبَ إِلَيْهِ مِنْ شَىْ ءٍ».
شرح: ظاهرِ «عَلى» در عَلى كُلِّ شَيْءٍ اين است كه «عَلَى الْعَرْشِ» متعلّق به «اسْتَوَى» است، به اعتبار تضمين معنىِ «اسْتَوْلى». و مؤيّدِ اين است آيت سوره اعراف و يونس و رعد و فرقان و تنزيل و حديد «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» . و چون عَرش عبارت است از كتاب الهى كه تِبيان كُلِّ شَىْ ءٍ¨ است ـ چنانچه مى آيد در حديث دوّمِ باب آينده كه: «وَالْعَرْشُ اسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَةٍ وَعَرْشٍ فِيهِ كُلُّ شَيْءٍ، ثُمَّ أَضَافَ الْحَمْلَ إِلى غَيْرِهِ» [١] و «كُلّ شَيء» عبارت است از انوار اَربعه كه مى آيد در حديث اوّلِ باب آينده، پس مراد امام عليه السلام اين است كه: در «عَلَى الْعَرْشِ» مضاف، محذوف است و به تقديرِ «عَلى مَدْلُولَاتِ الْعَرْش» است كه انوار اربعه است. پس لَيْسَ شَيْءٌ أَقْرَبَ إِلَيْهِ مِنْ شَيْءٍ اشارت است به بطلان مذهب معتزله قدريّه كه مى گويند كه: بعضِ انوار اربعه ـ مثل نور اَصفر ـ در تحت مشيّت و اراده و قدر و قضا واذن الهى نيست و او قادر نيست بر لطفى كه نافع باشد براى كافر و عاصى، چنانچه مى آيد در شرح عنوان باب سى ام كه «بَابُ الْجَبْرِ وَالْقَدَرِ وَالْأَمْرُ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ» است. يعنى: روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام اين كه او پرسيده شد از معنى قول اللّه ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ در سوره طه كه: «الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» [٢] پس گفت كه: برابر و مستولى شد بر هر چيز كه مدلول عرش است، پس نيست چيزى نزديك تر سوى او از چيزى.
[١] الكافي، ج ١، ص ١٣٠، ح ٢.[٢] طه (٢٠): ٥ .