صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٥٥
مضارع غايب معلومِ باب تفعيل) صفت شريك است. و ضمير مستتر، راجع به شريك است. التَّذْكِير: تند كردن چيزى. ضمير لَهُ راجع به اللّه تعالى است. مُلْكَهُ (به ضمّ ميم و سكون لام و ضميرِ راجع به اللّه تعالى) منصوب و مَفْعول بِه است و عبارت است از نفوذ اراده؛ و تذكير آن، قوّت دادن آن است به روشى كه به عنوان «كُن فَيَكُونُ» شود. وَ لَا تُفْتَحُ (به صيغه مضارع غايبه مجهولِ باب «مَنَعَ») عطف است بر لَمْ يَحْتَجْ. ضمير لَهُ اين جا راجع به شريك است. أَبْوَابُ مرفوع و نايبِ فاعل است. ضمير عِلْمِهِ راجع به اللّه تعالى است؛ و اين جمله اشارت است به آيت سوره يونس كه: «قُلْ أَتُنَبِّئونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِى السَّمَـوَ تِ وَلَا فِى الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» [١] و آيت سوره رعد كه مذكور شد. و حاصل اين است كه: ابوابِ علم اللّه تعالى كه مفتوح است براى هر شى ء، به اين معنى كه علم او متعلّق به هر شى ء است، مفتوح نمى شود براى چنين شريكى؛ پس آن شريك، داخل شى ء نيست، بلكه به محضِ مفهومى است بى آن كه فرد حقيقى داشته باشد در خارج يا در ذهن. يعنى: روايت است از امام موسى كاظم عليه السلام اين كه او گفت كه: نمى گويم كه: به درستى كه اللّه تعالى قائم است، پس زايل كرده باشم آن را از موضعش؛ و تميز نمى كنم اللّه تعالى را به سببِ مكانى كه باشد در آن؛ و تميز نمى كنم او را به اين كه حركت كند به اعتبار چيزى از اركان و جوارح؛ و تميز نمى كنم او را به سبب صوتى كه از شكاف دهنش بيرون آيد، و ليك سخن او با ملائكه و انبياء و رسل، چنانچه گفته ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالى ـ در سوره يس: بشو، پس مى شود به محض خواست. اوست بى آمد و رفت در نَفَس، صَمَدِ فرد كه احتياج نداشته به شريكى كه آن شريك تند كند براى اللّه تعالى پادشاهى او را و مفتوح نمى شود براى آن شريك، درهاى علم اللّه تعالى؛ به اين معنى كه آن شريك «لَا شَيْء» است.
[١] رعد (١٣): ٣٣.[٢] شورى (٤٢): ٢٣.[٣] يونس (١٠): ١٨.