صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٣٠٧
[حديث] دهم
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ مُحَمَّدِ «أَنَفَةٌ لِلّهِ».
شرح: سُبْحَانَ مصدر باب «مَنَعَ» است به معنى منزّه شمردن كسى را از هر نقصان و قبيح. و آن، منصوب و مناداى مضاف است به حذفِ حرف ندا، مثل «وَيْحَكَ» كه بيان مى شود در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْر» در حديث پنجمِ باب صد و شانزدهم؛ و گذشت در «كِتَابُ الْعَقْل» در حديث هشتم آخر ابواب كه: «يَا وَيْحَكَ» و بيان شد. و مراد اين است كه: تنزيه بسيار مى بايد كرد اللّه را. يا مفعول مطلق فعلِ محذوف است به تقديرِ «أُسَبِّحُ سُبْحَانَ اللّه». الْأَنَفَة (به فتح همزه و فتح نون و فاء، مصدر بابِ «عَلِمَ»): استنكاف به معنى كمال ابا و امتناع از شائبه عجز و نقصان؛ و لهذا «سُبْحَانَ اللّه » گفته مى شود در وقت اطّلاع بر چيزى عجيب كه خالقِ آن اللّه تعالى است، نظيرِ لِلّهِ دُرَّة فَارِسا» چنانچه شيخ رضى در شرح كافية در مبحث تميز بيان كرده [١] . و اين حديث مى آيد در «كِتَابُ الصَّلَاة» در حديث پنجمِ باب بيست و ششم كه «بَابُ أَدْنى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّسْبِيحِ» است و تتمّه آن اين است: أَ لَا تَرى أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا عَجِبَ مِنَ الشَّيْءِ قَالَ: سُبْحَانَ اللّهُ» [٢] . يعنى: روايت است از هشام بن حكم، گفت كه: پرسيدم امام جعفر صادق عليه السلام را از معنى «سُبْحَانَ اللّه » پس گفت: استنكافى است براى اللّه تعالى.
[حديث] يازدهم
.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ، عَنْ عَبْدِ الْعَ «تَنْزِيهُهُ».
[١] ر.ك: شرح الرضي على الكافية، ج ٢، ص ٦٤.[٢] الكافي، ج ٣، ص ٣٢٩، ح ٥ (با اختلاف اندك).