صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٦٨
الْحُسْنى است بنا بر تضمين معنى «تَصير»، موافق آنچه شيخ رضى در شرح كافية در مبحث اَفعال ناقصه گفته [است] [١] . اسْماً به لفظ مفرد است. واو در وَهِيَ عاطفه است. مراد به نِسْبَةٌ اين جا همان است كه بيان شد در «بَابُ النِّسْبَة» و آن، بيانِ كسى با چيزى است چنانچه بايد. لام در لِهذِهِ براى سببيّت است، يا براى اختصاص است. و بنا بر اوّل، مراد اين است كه: اين سيصد و شصت اسم، نِسْبَةُ الرَّبّ است، به توسّط اين كه «هُوَ اللّهُ» نِسْبَةُ الرَّبّ است، بنا بر اين كه صدر سوره اخلاص است و آن، سوره نِسْبَةُ الرَّبّ است، چنانچه مذكور شد در «بَابُ النِّسْبَة» پس «هُوَ اللّهُ» اصل است در نِسْبَةُ الرَّبّ بودن. و بنا بر دوم، مراد اين است كه: اين سيصد و شصت اسم، نسبت «هُوَ اللّه » است و «هُوَ اللّه » نِسْبَةُ الرَّبّ است. و حاصل هر دو، يكى است. مراد به رُكْن اين جا، سردار است. صاحب قاموس در معانى رُكن گفته كه: «وما يتقوى به من ملك وجند وغيره». [٢] بِهذِهِ متعلّق به «حَجَبَ» است. مُشارٌ إِلَيْهِ ذلِكَ، محجوب بودنِ اسم جامدِ محض الهى است و دلالت آيه بر آن، به اعتبار اين است كه حُسْنى مؤنّث «أَحْسَن» است، به معنى بهتر از ضدّ خود. و اين، در اسم جامدِ محض نمى رود؛ زيرا كه ضدّى ندارد، پس مخصوص مشتقّات و مانند مشتقّات است. و تخصيص ذكر «اللّه » و «الرحمان» به اعتبار اين است كه حشويّه ـ كه ايشان را اشاعره نيز مى نامند ـ لفظ «اللّه » را عَلَم مى شمرند و بعضِ ايشان، الرَّحْمان را نيز عَلَم مى شمرند. يعنى: بنا بر اين كه گفتيم، ظاهر شد كه اينها، آن نام ها است و هر چه باشد، از نام هايى كه بهترينِ نام ها است، تا تمام گردد سيصد و شصت نام ـ كه دوازده سى است ـ و آنها بيانِ نسبت است به سببِ اين سه نام. و اين سه نام، اصول است در بيانِ نسبت بودن. و پوشيده شد آن نام يگانه كه در حجاب است، در خزانه غيب است به اين سه نام. و
[١] ر.ك: شرح الرضي على الكافية، ج ٢، ص ١٤٢.[٢] ر.ك: القاموس المحيط، ج ٤، ص ٢٢٩ (ركن).