صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢٣٥
الْوَحْد (مصدر باب علم و حسن): انفراد از غير. فاء در فَقَدْ براى بيان است و همچنين فاء در فَقَالَ. يَعْلَمُ در قَدْ كَانَ يَعْلَمُ به تقدير «يَعْلَمُ أَنَّهُ وَحْدَهُ» است. شَيْئاً مفعولِ يَخْلُقَ است. يَفْعَلُ به فاء و عين بى نقطه است، چنانچه بيان شد در شرح حديث سابق. فاء در فَهُوَ براى تفريع است. لَا غَيْرُهُ مرفوع و خبر «أَنَّ» است و مراد اين است كه: متحد با غير نشده ـ چنانچه توهّم كرده اند بعضِ نصارى كه گفته اند كه: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ» [١] و بر اين قياس است توهّم بعضِ صوفيّه ـ و جزء كه محمول بر او تواند شد ندارد و عارض كائنِ فِي نَفْسِهِ در خارج، كه محمول بر او تواند شد، بنا بر اتّحاد مبدأ و مشتقّ بِالذّات و تغاير آنها بالاعتبار نيز ندارد. «فعْل» به فتح فاء و سكون عين است. فاء در فَقَالُوا براى بيان است. أَزَلِيَّة مصدر و نايبِ ظرف اَزَل است، كه بيان شد در شرح عنوان بابِ ششم، كه «بَابُ الْكَوْنِ وَالْمَكَانِ» است. عَالِماً به تقدير «عَالِماً بِأَنَّهُ لَا غَيْرُهُ» است. راهِ جوابِ شبهه بيان شد در شرح حديث سابق. يعنى: روايت است از فضيل (به ضمّ فاء و فتح ضاد با نقطه) كه لقبش سُكَّرة (به ضمّ سين بى نقطه و تشديد كاف مفتوحه) است گفت كه: گفتم امام محمّد باقر عليه السلام را كه: قربانت شوم اگر در خود [مصلحت ]بينى كه تعليم كنى مرا كه: آيا اللّه ـ جَلَّ وَجْهُهُ ـ مى دانست پيش از احداثِ مخلوقات اين را كه او بر انفراد خود است خوب خواهد بود؟ چه به تحقيق اختلاف كردند چاكران تو؛ به اين روش كه گفت بعضِ ايشان كه: به تحقيق مى دانست آن را پيش از آن كه احداث كند چيزى را از مخلوقات خود. و گفت بعضِ ايشان كه: جز اين نيست كه بازگشتِ «مى داند» اين است كه «مى كند»، پس اللّه تعالى امروز به معنىِ وقتِ خلقِ مخلوقات مى داند كه غير خود نبوده پيش از كردنِ چيزها.
[١] القاموس المحيط، ج ١، ص ٣٤٣ (وحد).[٢] مائده (٥): ١٧ و٧٢.