صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ٢١٢
بيانِ اين آن كه: محصور نمى شود به مقدارى و گوش نمى اندازد به آوازى و چشم نمى دوزد بر چيزى و درنمى يابد او را حواسّ خمس و فرو نمى گيرد او را چيزى به علم به ذات او، يا شخص او، يا به تصرّف در او، يا مثل احاطه سطح به جسم. و در مقامِ معرفت او به صفات ربوبيّت، نيست جسمِ ميان پر و نيست پيكر مَجوف و نيست تميز اعضا و نيست قرار دادن حدّ و مقدار معيّن. بدان كه امام عليه السلام نگفت كه: هشام دروغ مى گويد در اين نقل؛ براى اشارت به اين كه اين گفتگوها از براى تقيّه، اگر از ما يا شيعه ما سرزند، قصورى ندارد، چنانچه بيان شد در شرح حديث سوّمِ باب سابق.
[حديث] دوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ، عَنْ سَهْلِ بْنِ «سُبْحَانَ مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ، لَا جِسْمٌ وَلَا صُورَةٌ».
شرح: «لَا» در لَا جِسْمٌ براى تأكيدِ نفى است، تا عمومِ شى ء ظاهر شود و افاده كند كه مراد از «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ» در سوره شورى اثبات تجرّدِ اللّه تعالى و نفى تجرّدِ اَحَدى غير اوست، پس «جِسْمٌ» مرفوعِ منوّن است. و همچنين [است] وَلَا صُوَرةٌ. و مى تواند بود كه هر دو براى نفى جنس باشد. يعنى: روايت است از حمزة بن محمّد، گفت كه: نوشتم سوى امام على نقى عليه السلام مى پرسيدم او را از اين كه: در مقامِ اقرار به يگانگى اللّه تعالى در صفات ربوبيّت، جسمِ غير مَجوف گفتن و پيكر مَجوف گفتن چگونه است؟ پس نوشت كه: اى تنزيه كسى كه نيست مانند آن قسمْ كسى هيچ چيز، نه جسمى و نه صورتى.
.اصل: وَ رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللّه ِ إِلَا أَنَّهُ لَمْ يُسَمِّ الرَّجُلَ.
شرح: و روايت كرد همين حديث را از امام على نقى عليه السلام محمّد بن اَبى عبد اللّه ،