صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٩٥
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنِ الْفَضْل يُوصَفُ بِمَحْدُودٍبِةِ [١] ، مَنْ لَا يُحَدُّ وَ «لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُوَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» [٢] ؟!».
شرح: يُوصَفُ به صيغه مجهولِ باب «ضَرَبَ» است و مراد به وصف، تشبيه است. الْمَحْدُود (به حاء بى نقطه و دو دال بى نقطه): محصور؛ و اين جا عبارت است از جسم، به اعتبار اين كه مقدارى معين دارد كه زياد از آن و كم از آن نيست به حكمت خالق و احاطه به آن كرده يك سطح يا چند سطح. مَحْدُودٍ با تنوين است. باء در بِهِ براى سببيّت است و ضمير، راجع به اللّهَ است. و مى تواند بود كه «مَحْدُود بِهِ» به صيغه جمع محدود باشد كه مضاف شده به ضمير و نون به اضافه افتاده. يعنى: روايت است از ابو حمزه گفت كه: گفت مرا امام زين العابدين عليه السلام كه: اى ابو حمزه! به درستى كه اللّه تعالى مانند شمرده نمى شود به چيزى كه محدود است به او. بزرگ است صاحب كلِّ اختيارِ ما از آن تشبيه؛ و چگونه مانند شمرده شود به چيزى كه محدود است به او، كسى كه محدود نمى شود و درنمى يابد او را ديده ها، نه ديده چشم و نه ديده دل؛ و او درمى يابد ديده ها را و اوست و بس مجرّدِ دانا به هر چيز.
[حديث] سوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللّه ِ، عَنْ «سُبْحَانَكَ مَا عَرَفُوكَ، وَمَا وَحَّدُوكَ [٣] ، فَمِنْ أَجْلِ ذلِكَ وَصَفُوكَ؛ سُبْحَانَكَ لَوْ عَرَفُوكَ، لَوَصَفُوكَ بِمَا وَصَفْتَ بِهِ نَفْسَكَ؛ سُبْحَانَكَ كَيْفَ طَاوَعَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ يُشَبِّهُوكَ بِغَيْرِكَ؟! اللّهُمَّ ، لَا أَصِفُكَ إِلَا بِمَا وَصَفْتَ بِهِ نَفْسَكَ، وَلَا أُشَبِّهُكَ بِخَلْقِكَ، أَنْتَ أَهْلٌ لِكُلِّ خَيْرٍ، فَلَا تَجْعَلْنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ». ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْنَا، فَقَالَ: «مَا تَوَهَّمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَوَهَّمُوا اللّه َ غَيْرَهُ» .
[١] كافى مطبوع: «بمحدوديّة» بدل «بمحدود به».[٢] انعام (٦): ١٠٣.[٣] كافى مطبوع: «وَلا وحّدوك».