صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٨٦
پس گفت كه: آيا نمى خوانى قرآن را؟ گفتم كه: بلكه مى خوانم. گفت كه: آيا نمى خوانى قول اللّه تعالى را در سوره انعام: «لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَـرُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَـرَ» ؟ گفتم كه: بلكه مى خوانم. گفت كه: آيا پس نمى شناسيد معنى ابصار را؟ گفتم كه: بلكه مى شناسيم. گفت كه: چيست معنى ابصار؟ گفتم كه: ديده هاى چشمها. پس گفت كه: به درستى كه ديده هاى دل ها شامل تر است از ديده هاى چشم ها. بيانِ اين آن كه: اللّه تعالى، درنمى يابد او را ديده هاى دل ها، چه جاى ديده هاى چشم ها! و او درمى يابد ديده هاى دل ها را، چه جاى ديده هاى چشم ها!
[حديث] يازدهم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللّه ِ، عَمَّ «يَا أَبَا هَاشِمٍ، أَوْهَامُ الْقُلُوبِ أَدَقُّ مِنْ أَبْصَارِ الْعُيُونِ؛ أَنْتَ قَدْ تُدْرِكُ بِوَهْمِكَ السِّنْدَ وَالْهِنْدَ وَالْبُلْدَانَ الَّتِي لَمْ تَدْخُلْهَا وَلَا تُدْرِكُهَا بِبَصَرِكَ، وَأَوْهَامُ الْقُلُوبِ لَا تُدْرِكُهُ، فَكَيْفَ أَبْصَارُ الْعُيُونِ؟!»
شرح: الْأَدَقّ (به فتح همزه و فتح دال بى نقطه و تشديد قاف): باريك تر. و اين كنايت است از رونده تر و آن راجع مى شود به معنى شامل تر، پس منافات ندارد با «أكبر» كه در حديث سابق است. لَمْ تَدْخُلْهَا به صيغه مضارع مخاطب معلومِ باب «نَصَرَ» است. وَلَا تُدْرِكُهَا جمله حاليّه است، يا عطف بر تُدْرِكُ است. يعنى: روايت است از داود بن قاسم ـ كه ابو هاشم جعفرى است ـ گفت كه: گفتم