صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٥٦
.اصل: [عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، ع مِنَ الْمَكَانِ الْمَحْدُودِ، قَالَ: وَكَيْفَ هُوَ؟ قَالَ: كَيْفَ [١] أَصِفُ رَبِّي بِالْكَيْفِ وَالْكَيْفُ مَخْلُوقٌ، وَاللّه ُ لَا يُوصَفُ بِخَلْقِهِ؟ قَالَ: فَمِنْ أَيْنَ نَعْرِفُ [٢] أَنَّكَ نَبِيُّ اللّه ِ؟» ، قَالَ: «فَمَا بَقِيَ حَوْلَهُ حَجَرٌ وَلَا غَيْرُ ذلِكَ إِلَا تَكَلَّمَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ: يَا سُبُخْتْ [٣] ، إِنَّهُ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله . فَقَالَ سُبُخْتْ [٤] : مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ أَمْراً أَبْيَنَ مِنْ هذَا، ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَا اللّه ُ، وَأَنَّكَ رَسُولُ اللّه ِ».
شرح: سُبُخْت، به ضمّ سين بى نقطه و ضمّ باء يك نقطه مشدّده و سكون خاء با نقطه و تاء دو نقطه در بالا است. رَجَعْت، به صيغه خطاب است. شَيْء، به فتح شين با نقطه و سكون ياء و همزه است. مِنْ تبعيضيّه است. الْمَحْدُود، مجرور و نعتِ الْمَكَانِ است و مراد، مكانى است كه تميز كرده شده است از آنچه مجاورِ آن است از جمله مكان ها و متمكّن ها، موافق آنچه گذشت در حديث سوّمِ باب ششم كه: «لَا مَكَانٍ جَاوَرَ شَيْئاً» [٥] . كَيْفَ اين جا سؤال است از اسم جامدِ محض براى مخلوقان، كه نزديك باشد به اسم جامد محضِ اللّه تعالى؛ به اين روش كه: آيا مانند چه چيز است از چيزهايى كه اسم جامد محض آنها معلومِ ما است؛ اگر چه شريك نباشد با آنها در اسم جامد محض؛ چون معلوم شد از كلام سابق كه محدود نيست. كَيْفَ أَصِفُ، استفهامِ انكارى است. الْوَصْف: بيان اسم جامد محضِ چيزى. باء در بِالْكَيْفِ براى سببيّت است و صله «أَصِفُ» نيست و به تقديرِ «بِوَصْفِ الْكَيْفِ» است. الْكَيْف در دو جا، به فتح كاف و تشديد ياء دو نقطه در پايين مكسوره است، به معنى چيزى كه بيان آن مى توان كرد به اسم جامد محضِ آن. باء در بِخَلْقِهِ مانندِ «باء» در
[١] كافى مطبوع: «وكيف».[٢] كافى مطبوع: «يُعْلَمُ».[٣] كافى مطبوع: «سبحت».[٤] كافى مطبوع: «سبحت».[٥] الكافي، ج ١، ص ٨٨ ، ح ٣.