صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٤٧
يعنى: و در روايت ديگر ـ كه از حريز است، از امام محمّد باقر عليه السلام ـ اين است كه: گفتگو كنيد در هر چيز و گفتگو مكنيد در ذاتِ اللّه تعالى.
[حديث] سوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «إِنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ يَقُولُ: «وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ المُنْتَهى» [١] فَإِذَا انْتَهَى الْكَلَامُ إِلَى اللّه ِ، فَأَمْسِكُوا».
شرح: توضيحِ اين آيت و حديث، به توضيحِ بعض آيات قبل از اين آيت بر سبيل احتمال نه بر سبيل تفسير مى شود. بيانِ اين آن كه: اللّه تعالى اوّلاً گفته در سوره نجم كه: «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَا الْحَيَوةَ الدُّنْيَا * ذَ لِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ» : [٢] پس اعراض كن اى محمّد! از هر كه رو گردانيد از كتاب الهى ـ كه در آن است تبيانِ هر مُحْتَاجٌ إِلَيْه ـ و محكمات آن كه در آنها نهى از پيروى ظن و دلالتِ بر امام عالم به هر مُحْتَاجٌ إِلَيْه هست و اراده نكرد مگر زندگى دنيا را ـ به اين معنى كه: حاصل نكرد مگر علم متعلّق به آن را ـ آن علم است آنچه رسيده اند به آن از جمله علم. مراد اين است كه: از بس كه كم نفع است، گويا كه علم نيست، پس ايشان علم ندارند؛ چون اِعراض از كتاب الهى كرده اند، مثل جماعت فلاسفه كه كتاب هاى عملى و نظرى نوشته اند از پيش خود و اعراض از ايشان و كتاب هاى ايشان واجب است. مؤيّد اين آن كه تَفتازانى در شرح مقاصد نقل كرده از ارسطو كه گفته: در مسائل الهيّات، علم به هم نمى رسد و غايت آنچه به هم رسد، ظن است. [٣] و بعد از آن اللّه تعالى گفته كه: «أَفَرَءَيْتَ الَّذِى تَوَلَّى * وَ أَعْطَى قَلِيلاً وَ أَكْدَى * أَعِندَهُ و عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى * أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِى صُحُفِ مُوسَى * وَ إِبْرَ هِيمَ الَّذِى وَفَّى * أَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ
[١] نجم (٥٣): ٤٢.[٢] نجم (٥٣): ٢٩ و ٣٠.[٣] ر.ك: شرح المقاصد في علم الكلام، ج ١، ص ٣٩.