صافي در شرح کافي - قزوینی، خلیل - الصفحة ١٤١
مى گيرند و غُل مى كنند. مقصود اين است كه: صاحب اين صفات ربوبيّت، غمگين از معصيت و خوشحال از طاعت نمى شود.
.اصل: « «لَمْ يَلِدْ» فَيُورَثَ «وَلَمْ يُولَدْ» فَيُشَارَكَ، «وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» ».
شرح: اين فقره، در محلّ نصب است و صفت «أَحَداً صَمَداً» است؛ چه فاصله ميان اين و آن به تفسير است نه به بيگانه. فَيُورَثُ، به كسر راء مخفّفه يا مشدّده است. فَيُشَارَكَ، به كسر راء مخفّفه است و اشارت است به اين كه: مراد به ولادت، صدور جوهرى از جوهرى ديگر بر سبيلِ ايجاب است و محال است كه ولادت به اين معنى متحقّق شود بى آن كه چيزى كه كائنِ في نَفْسِه باشد در خارج، مثل جنس، سرايت كند از والد به مولود، و بى آن كه مولود، شريك والد خود شود در جنس مثلاً. يعنى: نزاييد تا ميراث دهد جنسِ خود را مثلاً به كسى. و زاييده نشده تا شريك شود با پدرش در جنس مثلاً. و نبود هرگز او را شريك در صفات ربوبيّت ـ مثل استقلال در قدرت و مثل استحقاقِ حكم از پيشِ خود ـ هيچ كس.
[حديث] سوم
.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ «إِنَّ اللّه َ ـ عَزَّ وَجَلَّ ـ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ؛ فَأَنْزَلَ اللّه ُ تَعَالى «قُلْ هُوَ اللّه ُ أَحَدٌ» وَالْايَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلى قَوْلِهِ: «وَهُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» [١] فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ، فَقَدْ هَلَكَ».
شرح: التَّوْحِيد: اخلاص در عبادت. مراد سائل اين است كه: آيا در مقام توحيدِ صانعِ عالم، معرفت او به كنه ذات يا به شخص ممكن است، يا ممكن نيست، بلكه اكتفا مى بايد كرد به اسما و صفات مختصّه كه كلّ آنها غير اوست و او مستور است به آنها؟!
[١] حديد (٥٧): ٦.