مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٥
غایت هر مرتبهای از حرکت، مرتبه بعد است و غایت آن مرتبه بعد باز مرتبه دیگر است؛ این یک ایراد، که حاجی این ایراد را ذکر نکرده.
ایراد بالاتر این است که اگر این مطلب را در غیر حرکت فرضآ بتوانیم بگوییم، در حرکت نمیتوانیم بگوییم چون حرکت کمال اول است و هر کمال اولی کمال ثانی میخواهد. مرتبهای از حرکت نمیتواند کمال ثانی باشد برای مرتبه دیگر حرکت. به تعبیر حاجی و خود مرحوم آخوند حرکت از سنخ طلب است؛ نمیتواند مرتبهای از طلب، غایت برای مرتبه دیگر باشد.
پس این، اشکال علیحده است که اولا در غیر حرکت هم شما قائل به چنین مطلبی نبودید، چگونه در حرکت که این اشکال هم اضافه میشود چنین حرفی را قائل هستید؟
چون این بحث در آینده میآید اینجا زیاد روی آن معطل نمیشویم ولی در بحث تکامل، مبحث غایات حرکت که در آینده بحث میکنیم، ان شاء الله، خواهیم گفت که در باب حرکت این مطلب قابل طرح است که حرکت، هم طلب است هم مطلوب، چه مانعی دارد که هر مرتبهای از حرکت در عین اینکه طلب است مطلوب هم باشد برای مرتبه قبل؟ بله، اگر ما یک مرتبه حرکت را مطلوب بدانیم و نه طلب، اشکال وارد است که حرکت نمیتواند مطلوب باشد و طلب نباشد. ولی این که هر مرتبه حرکت در عین اینکه طلب مرتبه بعد است مطلوب مرتبه قبل باشد قابل بحث است و معنایش این است که در باب قوه و فعل، هر مرتبهای از قوه، قوه است برای فعلیت بعد، و آن فعلیت بعد باز قوه است برای مرتبه بعد. چه مانعی دارد که بگوییم هر قوهای غایتش همان فعلیت خودش است ولی آن فعلیت چون فعلیت محض نیست و فعلیتِ از نوع قوه است آن هم غایتی دارد ماوراء خودش و... که خود این حرف بعد در کلمات مرحوم آخوند هم خواهد آمد.
به هر حال مسأله قابل بحث است که در تکامل، ما هر مرتبهای را غایت برای مرتبه قبلش بگیریم.
غایت حرکت طبیعت تجرد است
بعد مسأله دیگری برای ما مطرح میشود که مسأله بسیار مهمی است. یک وقت حرکت را به نحو حرکت قطعیه در نظر میگیریم، اجزاء و مراتب برایش منظور