مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦٥
یکی بدانیم، اجتماع ضدین لازم نمیآید؛ چون مانعی ندارد که حرکتی وجود داشته باشد که نیمی از آن ضد نیم دیگر باشد[١] .
برهان سوم
برهان سومی که اقامه کردهاند نزدیک به برهان دوم است و باز در مورد صاعد و هابط است. میگویند: آیا غایت یک حرکت میتواند متعلق به ضدش باشد؟ اگر بگویید «وقتی شیء حرکت میکند به طرف بالا، بدون هیچ وقفهای برمیگردد به طرف پایین و این دو حرکت به یکدیگر متصلند» لازمهاش این است که غایت صعود هبوط باشد. مثلا چیزی که از مرکز زمین در جهت محیط حرکت میکند و برمیگردد، چون هیچ وقفهای در کار نیست، حرکت واحدی است که که شیء میرود و برمیگردد. بنابراین باید این طور فرض کنیم که غایت صعود، هبوط است و غایت این ]حرکت[ که شیء الان رو به بالا میرود، آنجایی است که از آنجا فرار میکند، و حال آنکه هر حرکتی از یک نقطه فرار میکند و به سوی نقطه دیگری میرود و امکان ندارد که یک شیء همان نقطه مهروبٌ عنهاش عینا نقطه متوجهٌ الیهاش هم باشد.
رد برهان سوم
از این دلیل میتوان یک جواب نقضی داد که البته اینجا ذکر نشده است. جواب نقضی این است: شما در حرکات مستدیره چه میگویید؟ در حرکات مستدیره شیء از نقطهای حرکت میکند که به همان نقطه باز میگردد. پس همان نقطهای که مبدأ بوده عینا منتهاست. پس وحدت مبدأ و منتها لازم میآید. خلاصه این اشکال شما حداکثر این است که میگویید «لازم میآید مبدأ و منتهای حرکت یکی باشد»، ما میگوییم در حرکات مستدیره که مبدأ و منتهای حرکت یکی است، چه جواب میدهید؟ زمین که در حرکت وضعیاش به دور خودش میچرخد، از هر نقطهای که وضعش اختلاف پیدا میکند بیست و چهار ساعت بعد به همان نقطه برمیگردد، یا
[١] . سؤال : در آن نقطهای كه برمیگردد، اجتماع ضدين لازم نمیآيد؟استاد : نه، اجتماع ضدين نيست. آنجا سكون است نه اجتماع ضدين. يا اگر بگوييم «اتصال است»میگوييم: «به نقطهای میرسد كه از آن نقطه برمیگردد» و اين به اجتماع ضدين ارتباط ندارد.