مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤١٩
قوه فعلیت بعد است. بنابراین در باب حقیقت حرکت میتوانیم از این راه وارد شویم و بگوییم بطؤها به تخلل سکونات نیست.
نقد بیان علامه طباطبایی
در باب حرکت عرض کردهایم که این بیان بیانی است که در باب حرکت جوهریه، خود آقای طباطبایی بیشتر بر آن اعتماد دارند و مرحوم آخوند هم گاهی در کلمات خودش به این بیان تکیه کرده است ولی نه خیلی زیاد. این مطلب فی حد ذاته مطلب درستی است ولی در اینجا نتیجه نمیدهد، چرا؟
توضیح اینکه: ما در اینجا دو مطلب داشتیم: یک مطلب اینکه اساسا «حرکت» مجموعی از اکوان منفصل از یکدیگر نیست. این بیان[١] در رد آن نظریه که میگفت
«حرکت مجموع اکوان گسسته از یکدیگر است» درست است. هیچ وقت میان قوه شیء و فعلیت شیء «عدم» متخلل نمیشود؛ یعنی کون و فساد در عالم محال است. پس چون فعلیتِ ]مرتبه[ قبلی، قوه ]مرتبه[ بعدی است این فعلیتها یک وجود واحد متصل را تشکیل میدهند. «حرکت» مجموع بودنها[٢] نیست، بلکه یک شدنِ واحد
متصل است. خلاصه، این بیان در رد این قول که «حرکت مجموع اکوان است» درست است، ولی ما اینجا مطلب دیگری هم داشتیم و آن این است که بعد از اینکه قبول کردیم حرکت یعنی خروج تدریجی از قوه به فعل، بحث سر این است که آیا «بطیء» مجموعی از حرکتهاست یا نه؟ اگر میگفتیم بطیء مجموعی از لاحرکتهاست (یعنی مجموعی از بودنهاست) این بیان[٣] این نظریه[٤] را رد کرده بود،
ولی ما از این نظریه فارغ شدیم و حرف دیگری مطرح کردیم. حرف این است: قبول داریم که حرکت عبارت است از یک کون واحد تدریجی، ولی اینکه شما حرکتی را بطیء میبینید به این جهت است که یک حرکت
نیست بلکه صدها حرکت است. (حرف قبلی که با بیان آقای طباطبایی رد میشود این است که حرکت مجموع لاحرکتهاست، ولی این حرف میگوید حرکت مجموع حرکتهاست.)
[١] . [بيان علامه طباطبايی.]
[٢] . يعنی بودن در اين نقطه، بعد بودن در نقطه ديگر و بعد بودن در نقطهای ديگر.
[٣] . [ بيان علامه طباطبايی.]
[٤] . [ يعنی همين نظريه كه بطیء مجموعی از «لاحركتها» يا به عبارتی «بودنها» است.]