مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٧٢
ارتباط دارد[١] بر سه قسمند: بعضی اشیاء وجودشان آنی است یعنی در «آن» وجود پیدا میکنند نه در زمان؛ یعنی حصولشان مدت ندارد[٢] ؛ یعنی در «آن» و در طرف و حد زمان واقع میشوند. ممکن است شما بگویید: «مگر چنین چیزی ممکن است؟! هرچه در عالم ]طبیعت[ وجود دارد بالاخره در زمان ولو زمان بسیار کوچک صورت میگیرد، در عالم چیزی وجود ندارد که اصلا در زمان صورت نگیرد». در جواب میگوییم: در عالم چیزهایی وجود دارد که در «آن» محقق میشود و اصلا محال است که در زمان تحقق پیدا کند؛ مثل وصولات.
مثال
ابتدا میپرسیم: آیا ممکن است دو جسم در نقطه با یکدیگر تلاقی کنند، یا اگر دو جسم با هم تلاقی کردند حتما تلاقیشان در سطح است؟ جواب این است: بله، ممکن است[٣] . فرض کنید دو کره داریم که به تمام معنا و به دقت عقلی کرهاند؛ یعنی شعاعهایی که از هر نقطه این دو به مرکزشان کشیده میشود به دقت عقلی همگی مساویاند. حال اگر این دو کره را به سوی یکدیگر هل بدهیم آیا در نقطه تلاقی میکنند یا در سطح؟ اگر در سطح تلاقی کنند لازمهاش این است که یکی از این دو ـبلکه هردو ـ کره واقعی نباشد؛ چون اگر در بیش از یک نقطه ملاقات کنند محال است که شعاعهایی که از هر نقطه از این دو کره به مرکز کشیده میشوند همه با هم مساوی باشند.
حال میگوییم: اگر در اینجا یک سطح واقعی[٤] قائم داشته باشیم و کرهای را به طرف آن سوق دهیم ـ حرکت این کره به طرف این سطح مسلما در زمان است[٥] ـ از شما میپرسیم: آیا وصول این کره به این سطح هم، زمان میخواهد؟ اگر بگویید : «وصول زمان میخواهد» به این معناست که مدت دارد، ولو مدت بسیار کوچک.
[١] . حاجی در حاشيه میگويد: «حق اين بود كه شيخ تقسيم كلیتری ذكر میكرد كه مقسم شامل مجردات هم بشود تا برسد به ماديات». به هرحال بحث شيخ در ماديات است.
[٢] . حتی مدت بسيار كم هم ندارد. نور يك متر را در مدت طی میكند، گرچه اين مدت آنقدر كوچكاست كه ذهن نمیتواند آن را تصور كند ولی عقل میداند كه مدت دارد.
[٣] . البته اين به حسب فرض عقل است، فرض امر ممكن.
[٤] . يعنی سطحی كه به دقت عقلی سطح باشد.
[٥] . قبلا گفتيم كه حتی حركت نور هم بالاخره زمان میخواهد.