مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٢٢
حرکت را کند انجام دهد و ممکن است تند انجام دهد. سرعت و بطؤ در اینجا هم به همان معنایی است که در جاهای دیگر است.
مسأله دوم: علت بطؤ چیست؟
مسأله دیگر این است: علت بطؤ ـ و قهرا علت سرعت ـ چیست[١] ؟ میگویند علت
بطؤ مانعها و عایقهاست. مانع در حرکت طبیعیه همیشه جسمهایی است که سر راه هستند. مثلا اگر جسمی از بالا به پایین میآید بطؤ آن بستگی دارد به عایقهایی مانند هوا که در سر راه آن هستند. اما در حرکات قسریه (مثل اینکه جسمی را از پایین به بالا پرتاب کنیم) علاوه بر این عایقهای خارجی، طبیعت جسم هم نقش معاوق را دارد؛ چون حرکت رو به بالا بر ضد طبیعت جسم است. در حرکات ارادی (مثل اینکه انسانی راه برود) میگویند هردو عایق وجود دارد؛ اما طبیعت عایق است، به این دلیل که حرکت دادن این جسم[٢] روی زمین، بر خلاف طبیعت است، و
اما جسم خارجی مانع است، به این دلیل که هوایی که این جسم در آن حرکت میکند نقش عایق را دارد.
مسأله سوم: تقابل سرعت و بطؤ چه نوع تقابلی است؟
مسأله دیگر این است که تقابل سرعت و بطؤ چه تقابلی است؟ سرعت و بطؤ بدون شک متقابلند. شیء از همان حیث که متصف به سرعت میشود نمیتواند متصف به بطؤ شود و نیز از همان حیث که متصف به بطؤ میشود نمیتواند متصف به سرعت
[١] . ايشان اينجا اين بحث را به اجمال طرح كردهاند و ما هم به اجمال طرح میكنيم و میگذريم. بعدا درباب علت سرعت بحثی خواهد آمد و بعدتر هم بحث بيشتری. اين بحث بحث عميقی است. از جملهمسائلی كه تا حد زيادی طبيعيات قديم را از طبيعيات جديد جدا میكند همين مسأله است. در علومجديد در باب علت سرعتها و بطؤها نظريهای به ارسطو نسبت میدهند كه از زمان كپرنيك به بعد آننظريه به شدت رد شده است. (ما بايد ببينيم آيا حكمای ما هم همان نظريه را داشتهاند يا نه؟)میگويند ارسطو چنين معتقد بوده و دو هزار سال هم دنيا چنين اعتقاد داشته كه علت سرعت، حجمجسم است و جسم به هر نسبت كه حجمش بزرگتر باشد سرعتش بيشتر است؛ يعنی اگر دو جسم راكه يكی حجمش ده برابر ديگری است ـ و البته هر دو هم از يك جنس هستند ـ از بالا رها كنيم، آنكه حجمش ده برابر ديگری است با ده برابر سرعت پايين میآيد. دنيای امروز چنين حرفی را قبولندارد.
[٢] . [ يعنی بدن انسان.]