مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٠٧
است، طبیعت است.
زمانْ مقدار حرکت جوهریه است
قدما که به حرکت به عنوان پدیدهای مستقل نگاه میکردند میگفتند زمان عبارت است از مقدار حرکت؛ یعنی این جهت را قبول داشتند که حرکت[١] و زمان در خارج یک چیزند و در مقام مقایسه میگفتند همچنان که جسم تعلیمی و جسم طبیعی در خارج یک حقیقتند، حرکت و زمان هم در خارج یک حقیقتند. مکرر این مسأله را بحث کردهایم که اگر جسم را مبهم اعتبار کنیم، یعنی اگر نظر به جسمیتش کنیم قطع نظر از اینکه الان دارای چه مقدار معینی است، یعنی لامتعین و لامتقدر و بدون اینکه در نظر گرفته باشیم متناهی است یا نامتناهی و اگر هم متناهی است در چه ابعادی متناهی است، اگر این گونه اعتبار کنیم این جسمِ طبیعی است. در جسم طبیعی نه تناهی افتاده است نه عدم تناهی، نه این مقدار خاص افتاده است و نه آن مقدار. ولی بالاخره جسم در خارج مبهم نیست بلکه با تعینی خاص وجود دارد. اگر آن را با تعین و کمیتی که الان بالفعل با آن توأم است در نظر بگیریم، میشود جسم تعلیمی. پس جسم تعلیمی و جسم طبیعی در خارج دو حقیقت نیستند، بلکه دو اعتبار از یک حقیقتند.
حرکت و زمان هم همین طورند. اگر این حقیقت را بدون تقدرش به قدر خاص و مبدأ و منتها داشتن یا نداشتن در نظر بگیریم اسمش حرکت است، ولی اگر همین را با توجه به اینکه متناهی است یا نامتناهی و اگر متناهی است چقدر است در نظر بگیریم، میشود زمان.
این حرفی است که قدما گفتهاند. ایشان میگوید ما این مطلب را قبول داریم که زمان مقدارِ حرکت است، ولی میگوییم مقدار حرکت جوهریه است، آنهم نه مقدار حرکت جوهریه به این معنا که بخواهیم حرکت را امری مستقل در مقابل جوهر بگیریم، بلکه مقدار خود جوهر؛ ذات جوهر ذاتی است که حرکت از او انتزاع میشود به عنوان یک امر مبهم، و زمان از او انتزاع میشود ]به عنوان یک امر متعین.[ جوهر ]هم[ همان جوهر جسمانی است که دارای ابعاد سه گانه است. همین
[١] . همان حركت عرضی وضعی فلكی كه خودشان قائل بودند.