مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٣٦
شاید در جواب گفته شود: این طور نیست؛ ابعاد جسم، در نیاز جسم به مقدار قوهای که باید روی آن کارگر افتد، مؤثر است[١] ؛ جسم بزرگ قوه بیشتری میخواهد
و جسم کوچک قوه کمتری. تازه مسأله تنها حجم و ابعاد نیست، بلکه این که حرکت چه سرعتی داشته باشد نیز در این قضیه دخیل است؛ حرکت هرچه شدیدتر باشد احتیاج به قوه بیشتری دارد. ناچار اگر شدت حرکت بخواهد غیر متناهی باشد باید قوه غیرمتناهی باشد. ولی حرکتی که شدتش غیرمتناهی باشد محال است؛ چون اگر شدت حرکت غیرمتناهی باشد به این معناست که اشدّ از آن، فرض نمیشود و اگر اشدّ از آن، فرض نشود باید زمان نداشته باشد و اگر زمان نداشته باشد معنایش این است که آنِ ابتدا با آنِ انتها یکی است و این محال است؛ چون حرکت، امتداد است و محال است که حرکت، حرکت باشد و زمان نداشته باشد.
حرکت بدون عایق محال است
این آقایان میخواهند بگویند که حرکت همیشه در میان دو قوه پیدا میشود و در واقع همیشه نتیجه دو قوه متضاد است: قوهای که میخواهد جسم را به حرکت درآورد و قوهای که عایق است و حرکت را منع میکند. وقتی قوهای که وارد میشود، بر قوه عایق غلبه میکند، در نتیجه حرکت واقع میشود. پس میخواهند بگویند حرکت بدون عایق محال است، حال یا عایق درونی یا عایق بیرونی. عایق بیرونی همان است که میگوییم «حرکت در ملأ صورت میگیرد» و اگر عایق بیرونی نباشد باید خلأ باشد. و عایق درونی این است که قوهای مخالف با قوهای که وارد شده تا جسم را به حرکت در بیاورد، در جسم وجود داشته باشد.
آقایان میخواهند بگویند: این، عایق است که به حرکت تعین میدهد[٢] و از نظر سرعت، آن را در یک مقدار خاص تعیین میکند. اگر هیچ عایقی در کار نباشد لازم میآید حرکت جسم در کمال سهولت باشد و این به این معنی است که حرکت جسم در سرعتِ لایتناهی باشد و «در سرعت لایتناهی بودن» مساوی است با اینکه حرکتی نباشد.
[١] . امروزيها خيلی روی اين حرف تأكيد میكنند.
[٢] . اين بحث يك مقدار به باب خلأ مربوط میشود و يك مقدار به همين باب.