مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٧٤
پایه پرگار را در مرکز گذاشتیم و پایه دیگر را به حرکت درآوردیم، از وقتی که پرگار را به حرکت درمیآوریم یک خط منحنی در حال به وجود آمدن است. حرکت این پرگار ممکن است یک ثانیه یا یک دقیقه یا... طول بکشد. این خط منحنی، تدریجیالوجود است و این امر تدریجیالوجود ظرفی میخواهد به نام زمان. پس وجود این امر، در زمان محقق شده نه در «آن»، ولی این وجودِ در زمانْ به نحوی است که تدریجی و کشش دار و منطبق بر زمان است؛ یعنی هر جزئی از این وجود منطبق بر جزئی از زمان است. مثلا اگر این دایره در یک ثانیه وجود پیدا کرده، اگر آن را به ده قوس تقسیم کنیم قوس اول در یک دهم اول ثانیه کشیده شده، قوس دوم در یک دهم دوم ثانیه، قوس سوم در یک دهم سوم و... . پس معنای انطباق وجود این ]امر زمانی[ بر وجود زمان این است که وجود این، کشش دارد، زمان هم کشش دارد، ربعش در ربع زمان تحقق پیدا کرده، ثلثش در ثلث زمان، نصفش در نصف زمان و تمامش هم در تمام زمان.
قسم سوم: امور دفعیالوجود
شیخ فرموده است: قسم سومی هم هست[١] و آن این است که شیء زمانیالوجود
است و در عین اینکه زمانیالوجود است دفعیالوجود است؛ یعنی به تمام وجودش در تمام زمان وجود دارد. در قسم دوم تمام وجودْ منطبق بر تمام زمان بود به این معنا که جزء اول شیء در جزء اول زمان وجود دارد و جزء دوم در جزء دوم زمان و...، ولی در این قسم وجود شیءْ جزء ندارد و بسیط است و شیء به تمام وجودش در تمام اجزاء زمان وجود دارد؛ به تمام وجودش در جزء اول زمان وجود دارد و به تمام وجودش در جزء دوم وجود دارد و هکذا.
شیخ فرموده است: حرکات قطعیه از نوع دومند و حرکات توسطیه از نوع سوم؛ یعنی حرکت قطعیه تمامش در تمام زمان وجود دارد به معنای اینکه اجزائش منطبق است بر اجزاء زمان، ولی حرکت توسطیه تمامش در تمام زمان وجود دارد به معنای اینکه بسیط است و تمامش در هر جزء زمان وجود دارد، به طوری که هر آنی از آنات زمان را فرض کنید این در آن «آن» وجود دارد.
[١] . ذكر اين اقسام مقدمه است برای اينكه بتوانيم عدم «آن» را خوب تصور كنيم.