مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٢٣
زمانی قبل از این زمان شدید، همان چیزی را که نفی میکردید اثبات کردید. آن همان است که ما هم قبول داریم که قبل از هر زمانی زمان وجود دارد. بنابراین ما نمیتوانیم برای زمان عدمی قائل باشیم که آن عدم تقدم دارد بر زمان، آنهم تقدمی که متقدم و متأخر با یکدیگر قابل جمع نیستند.
این، خلاصه این برهان و استدلال بود. بعد میرود دنبال مطالب دیگری که به اصل مطلب مربوط نیست، میگوید بنابراین بر زمان جز ذات واجب تعالی و امر واجب تعالی و کلمه «کنْ» و آنچه که ما آن را «عالم امر» مینامیم چیز دیگر تقدم ندارد.
در فصل ١٦ عرض کردیم این برهان برهانی است که از شیخ رسیده است، هم در شفا و هم در اشارات. در زمان شیخ اصطلاح «امکان استعدادی» نبوده و به این معنی هم آنچنان که متأخرین توجه کردهاند توجه نشده بوده؛ امکان استقبالی بوده است که امکان استقبالی با امکان استعدادی فرق دارد و متأخرین میان این دو فرق میگذارند، امکان استقبالی را در منطق ذکر میکنند و امکان استعدادی را در فلسفه. تا آنجا که ما تتبع کردهایم اول کسی که اصطلاح «امکان استعدادی» را به کار برده شیخ اشراق بوده است.
مناقشه در این برهان
در اینجا این حرف گفته میشود که شیخ میان امکان استعدادی و امکان ذاتی ـ که در فلسفهاش این دو تفکیک نشده بوده ـ خلط کرده است[١] . شیخ در برهان خودش این طور میگوید: اگر ما برای زمان عدمی قائل باشیم که آن عدم تقدم دارد بر وجود زمان، در ظرف آن عدم آیا زمان ممکن است یا واجب یا ممتنع؟ واجب و ممتنع که نمیتواند باشد، پس ممکن است و اگر ممکن است این امکان جوهر است یا عرض؟ جوهر که نیست، عرض است؛ پس باید قائم به محل و موضوعی باشد.
جواب میدهند که این امکانی که در مقابل وجوب و امتناع واقع میشود امکان ذاتی است و امکان ذاتی را خود شما که شیخ هستید میگویید امری است معقول و ـبه اصطلاحی که بعد متأخرین گفتهاند ـ ظرف عروضش ذهن است و ظرف
[١] . البته در كلمات مرحوم آخوند هم اشاره به اين مطلب بود؛ عرض خواهم كرد.