مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٩٥
اما فاعل؛ خواجه میگوید: فاعل سه گونه است: نفسانی، طبعی و قسری (قبلا گفتیم که «طبعی» را مسامحتا «طبیعی» هم میگویند). در حرکت نفسانی که حرکتِ با اراده است اختیار و اراده میتواند حرکت را در حد معینی تنظیم کند؛ موجودِ دارای اراده اگر در خلأ هم که هیچ عائق و مانعی نیست بخواهد حرکت کند میتواند با هر سرعتی که میخواهد حرکت کند.
در حرکت طبعی حرف خواجه این است که چون در طبیعت شدت و ضعف نیست[١] پس کم و زیادها باید به جای دیگری مربوط باشد.
اما در حرکت قسری خواجه تعبیری دارد که خالی از مناقشه نیست. میگوید : و القاسر إذا فُرض علی أتمّ ما یمکن فلا تفاوت ایضآ؛ یعنی اگر قاسر به آن حد اکثر آنچه که ممکن است فرض شود، از نظر قاسر هم هیچ تفاوتی نیست. این «إذا فرض علی أتمّ ما یمکن » قید زائدی است. قاسر هیچ وقت «علی أتمّ ما یمکن» نیست و تازه اگر قاسر «علی أتمّ ما یمکن» فرض شود، یعنی اگر قوه بیرونی حد اکثر آنچه که ممکن است فرض شود، اگر معاوق هم بخواهد باشد باز تفاوتی نیست؛ چون اگر قاسر غیرمتناهی باشد معاوق بلا اثر میشود.
پس حق این بود که خواجه این قید را نمیآورد. اگر این قید ذکر نمیشد مطلب این گونه میشد: از نظر قاسر هم تفاوتی نیست؛ یعنی قاسر هم مثل طبیعت است. آنوقت لازمه حرف آقایان این است که قوههای بیرونی هیچ نقشی در سرعت حرکت ندارند؛ یعنی قوههای بیرونی چه کم باشند چه زیاد، حداکثر سرعت را اقتضا میکنند. تفاوت کم و زیاد قوه بیرونی در معاوقت است؛ یعنی وقتی که قوه قاسر ضعیف باشد، نقشش در مقابل معاوقها ضعیف است و گاهی منفی است، و اگر قوه قاسر قوی باشد نقشش قوی است. مثلا قوهای که یک اتومبیل را به حرکت درمیآورد قوه قاسر و یک امر خارجی است، نه قوه طبیعی. این قوه از نظر اینکه چه سرعتی به اتومبیل بدهد حد معین ندارد، بلکه اقتضا دارد حتی اگر ممکن باشد، سرعت غیرمتناهی به اتومبیل بدهد. هر حد معینی از سرعت را که در نظر بگیریم
[١] . اين همان نقطه ضعف حرف خواجه است كه بعدها خود مرحوم آخوند هم بيان میكند و ما قبلا ايرادگرفتيم. گفتند «قوه بما أنـّه قوه، ازدياد و تنقص پيدا نمیكند مگر به اعتبار آثارش و بالعرض» و ماگفتيم اين حرف بنا بر نظريه اصالت ماهيت درست است، ولی بنا بر نظريه اصالت وجود، طبيعت قابلشدت و ضعف است.