مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٣٨
ولی وجود موجود است بذاته». بنابراین تسلسل لازم نمیآید.
مسبوقیت، کیفیت نیست
حرفی که این شخص گفته، از جهاتی درست نیست. اولا به این دلیل درست نیست که مسبوقیت را که یک مفهوم و نسبت انتزاعی است، یک کیفیت دانسته. کیفیات، به اصطلاح منطقی محمول بالضمیمهاند؛ یعنی وجود عینی دارند و ماهیتِ موجود در خارجاند، مثل بیاض (به عقیده قدما) و حرارت. کیفیت، عرضی است که غیر قابل قسمت است، یعنی از قبیل کمیت نیست، و نیز نسبت نیست، یعنی از مقولات اضافی نیست. ولی به هر حال خود کیفیت، در خارج ما بحذاء دارد و از آنهایی است که طبق اصطلاحی که حاجی در منظومه بیان کردهاند و احیانا بعضی دیگر هم گفتهاند، ظرف عروضشان خارج است و ظرف اتصاف معروض به آنها هم خارج است. خلاصه کیفیت، یک امر عینی است، مثل قیام برای زید؛ قیام برای زید یک امر عینی است، یعنی در خارج عارض بر زید شده. زید در خارج ممکن است قائم نباشد بلکه قاعد باشد. بعد زیدِ قاعد، در خارج قیام میکند و این قیام حالتی است که نداشت و در خارج برایش پیدا شد. این است که میگوییم: ظرف عروضْ خارج است. وقتی که ظرف عروض خارج شد، به طریق اولی ظرف اتصاف هم خارج است؛ یعنی زید در خارج متصف به صفت قیام است، نه در ذهن.
مسبوقیت از معقولات ثانیه فلسفی است
اما یک سلسله امور داریم که ظرف عروضشان ذهن است، ولی ظرف اتصاف معروض به اینها خارج است[١] . «ظرف عروض ذهن است» یعنی در خارج عارض و معروضی وجود ندارد؛ در خارج دو چیز وجود ندارد که یکی عارض و دیگری معروض باشد. «ظرف اتصاف خارج است» یعنی در عین اینکه عارض و معروض موجود به وجود واحدند و دو چیز نیستند، در اعتبار ذهن، از این دو چیز یکی مقدم است و دیگری مؤخر، که آن مقدم را موصوف میگیریم و آن مؤخر را صفت.
اموری که ظرف عروضشان ذهن است و ظرف اتصافشان خارج، همانهایی
[١] . ما مطلب را طبق اصطلاحی كه حاجی ذكر كرده بيان میكنيم.