مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٠٠
واقعا وجود دارد حرکت توسطی است و آنچه مجازا وجود دارد حرکت قطعی است؛ یعنی اگر میگوییم حرکتْ امری است که دائما حادث و فانی میشود، این حدوث و فنای تدریجی در ظرف خیال ماست و در ظرف خارج حرکتْ امری دفعی است که استمرار دارد؛ نظیر قطره نازله که در واقع به صورت یک کره بیشتر نیست ولی ذهن ما آن را به صورت یک خط میبیند. بنابراین وجود عینی حرکت، امری دفعی الحدوث و مستمرالبقاء است. متأخرین از شیخ عموما استنباطشان از نظر شیخ چنین چیزی بوده است و اتفاق کلمه هم داشتهاند بر اینکه آنچه که وجود عینی دارد حرکت توسطی است و آنچه که وجود تبعی و مجازی و خیالی دارد حرکت قطعی است.
حرف میرداماد و مرحوم آخوند در باب حرکت قطعیه و توسطیه
تا اینکه از زمان میرداماد و بالخصوص از زمان صدرالمتألهین قضیه شکل دیگری پیدا کرد و گفتند حرکت قطعی قطعا وجود عینی دارد؛ ]یعنی حرکت در عالم عین[ حدوث و فناء امر واحد متصل تدریجی است که حدوث هر مرتبهای ملازم با فنای مرتبه دیگر است. منتها در عین حال مرحوم آخوند میخواهد بگوید چه ضرورتی است که ما بگوییم در حرکتْ یکی از دو نحوه وجود را باید عینی بدانیم و دیگری را خیالی محض؟ البته تأکید اصلی ایشان روی حرکت قطعی است ولی میگوید همان وجود حرکت قطعی کافی است برای اینکه مناط وجود حرکت توسطی هم باشد و این از قبیل بقاء کلی در ضمن فرد است[١] .
مرحوم آخوند میگوید: وقتی مرتبهای از حرکت وجود پیدا میکند حرکت وجود دارد؛ چون مراتب حرکت از یکدیگر منفصل نیستند و آن حرکت کلیای که با فرد وجود پیدا میکند در ضمن همه مراتب استمرار دارد. پس میتوانیم بگوییم چیزی وجود پیدا کرده و استمرار دارد. ولی چون کلی بما هو کلی در خارج وجود ندارد باید برای آن، تشخص خاصی قائل شویم که با نوعی ابهام منافات نداشته باشد[٢] . پس مرحوم آخوند در بسیاری از کلماتش میخواهد این هردو را قبول کند
[١] . ما قبلا گفتيم اين نظير استصحاب كلی است.
[٢] . در باب حركت قطعی و توسطی خوانديم كه اين ابهام، كليت به آن معنا نيست.