مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٩٢
آنجا حرکت نیست و آن نقطه اولین ظرف سکون است. و اگر حرکت بعد از سکون باشد میگوییم: حرکت از نقطهای شروع میشود که فاصل است و آخرین نقطه ظرف سکون قبلی است.
آنِ فاصل در قسم سوم
برویم سراغ قسم سوم که منشأ همه اشکالات است. شیخ فرمود: قسم سوم امری است که در زمان پیدا میشود نه در «آن»، ولی با اینکه در زمان پیدا میشود وجودش تدریجی نیست بلکه دفعی است. بهتر این است که ما ابتدائا به سادهترین مثالهایی که اینجا ذکر کردهاند متوسل شویم و بعد در مورد آن مثال مشکلی که منشأ اشکالات شده بحث کنیم. مثال سادهای که در اینجا ذکر شده عدم «آن» یا آنیای است که آنیالوجود و البقاء است. در مثال تلاقی یک کره متحرک و یک کره ساکن در یک «آن»، ظرف عدم تلاقی چیست؟ بدون شک ظرف این عدم تلاقی، زمان است. حال میخواهیم ببینیم آیا وجود این عدم تلاقی از «آن» شروع میشود، یا نه، در زمان هست بدون اینکه وجودش در «آن» شروع شود؟
تتالی آنات محال است
ممکن است شما بگویید تلاقی در «آن» پیدا شد و محال است عدم تلاقی در آن آنی که تلاقی است باشد، پس عدم تلاقی، در آنِ بعدی پیدا شده است و آنِ بعد از این «آن» هم باز عدم تلاقی است و خلاصه همه آنات بعدی عدم تلاقیاند.
اگر این حرف را بگویید، معلوم میشود حرفهای گذشته را خوب به ذهن نسپردهاید. ما گفتیم که در عالم واقع آنات وجود ندارد و زمان مجموع آنات نیست. چهار معنایی که برای «آن» ذکر کردیم برای این بود که این حرف گفته نشود. زمان در واقع و نفسالامر مجموع آنات چیده شده در کنار یکدیگر نیست که بگوییم یک «آن» تلاقی است و آنات بعدی عدم تلاقیاند. «آن» فقط نقطه فرضی میان دو زمان است و به همین دلیل تتالی دو «آن» ممکن نیست[١] و٢ . شما در خط میتوانید یک
[١] . تتالی آناتِ واقعی هم محال است؛ [چون اصل وجود آنِ واقعی ـ به معنی جزءلايتجزی ـ محال است.]