مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٢٦
یا ٢ یا ٣ یا ٤ یا... . محال است چیزی در خارج وجود پیدا کند که عدد باشد ولی نه ١ باشد، نه ٢، نه ٣، نه... . معنی ابهام همین است. هر جنسی نسبت به فصول خودش از این قبیل است. جنس آن چیزی است که یا این فصل است یا این فصل است یا... . جنس نمیتواند مستقل از این فصول ولو یک «آن» وجود داشته باشد؛ یعنی اساسا چنین چیزی معنا ندارد.
نسبت ماده فلسفی به صورت، نسبت جنس به فصل است. این امری است مسلم که خلوّ ماده از صورت محال است.
مرحوم آخوند میگوید اگر بنا شود در عالم، کون و فساد باشد لازمهاش خلوّ هیولی از صورت است ولو آنآ ما، و حال آنکه چنین چیزی محال است؛ چون مستلزم استقلال ماده ولو آنآ ما است و استقلال با ذات ماده تنافی دارد و ذات ماده از استقلال ابا دارد.
حال چرا کون و فساد مستلزم خلوّ ماده از صورت است؟ میگویند: به عنوان مثال، آب تبدیل میشود به هوا و هوا تبدیل میشود به آب[١] . آیا وقتی آب تبدیل به هوا میشود، در حالی که آب آب است هوا حادث میشود؟ یعنی آیا آب با فرض آب بودن، هوا میشود و در یک «آن» این شیء، هم آب است و هم هوا؟ نه، محال است که ماده در آنِ واحد دو صورتی که در عرض یکدیگرند داشته باشد[٢] . پس آمدن هوا باید مقارن باشد با عدم آب نه با وجود آب.
حال اگر فرض کنیم آنِ حدوث هوا همان آنِ فساد آب است، باز لازم میآید شیء در یک «آن» هم آب باشد هم هوا. و اگر بگویید یک «آن» آنِ فساد است[٣] و در آنِ متصل به این «آن» تکوّن هوا پیدا میشود، لازم میآید تتالی آنین. پس تبدل آب به هوا و هوا به آب امکان ندارد مگر اینکه در واقع و نفسالامر آب و هوا یک واقعیت واحد باشند که اختلافشان اختلاف صوری است؛ به این معنا
[١] . در طبيعيات قديم عقيده داشتند آب تبديل میشود به هوا و هوا هم تبديل میشود به آب. قدما همينتبديل آب به بخار را نوعی تبديل آب به هوا و بالاخره تبديل نوعی به نوع ديگر تلقی میكردند ومعتقد بودند هوا هم گاهی به آب تبديل میشود. به هرحال اين، مثال است و مهم نيست، عمده اينمسأله است كه تغيير جوهری در عالم هست.
[٢] . بله، مانعی ندارد كه ماده دو صورت طولی را با هم داشته باشد، اما دو صورت عرضی محال است.
[٣] . گفتيم كه آنِ فساد متصل به آن اوست؛ چون حد مشترك است.