مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٢٥
اشکال به حرف خواجه نیست، چون اصلا مسأله حرکت جوهریه و حرکت بالذات چیز دیگری است که طرح نکردهاند. سوال این است که آیا شما در حرکت جوهریه هم چنین حرفی میزنید؟ در حرکت جوهریه نمیتوان چنین گفت. خصوصا روی نظریه مرحوم آخوند (و با توجه به تتمیم و تکمیلهایی که ایشان با اشاره بیان کردهاند و آقای طباطبایی به آنها تصریح کرده بودند) که عالم طبیعت در مجموع یک واحدِ به هم پیوسته است وتمام آن با یک حرکت جوهری متحرک است، اصلا دیگر نمیتوان فرض مانع کرد؛ چون کل عالم یک واحد است و متحرک به یک حرکت. وقتی نتوان فرض مانع کرد، پس سرعت و بطو هم فرض نمیشود. وقتی سرعت و بطو فرض نشود بحثهای اینجا را چگونه میتوانیم تمام کنیم؟
خلاصه آیا میتوان سرعت و بطو را در حرکت جوهری هم فرض کرد، یا اینکه سرعت و بطو اختصاص به حرکات عرضیه دارد ؟ اینها مسائل مهمی است که در اینجا طرح نشده و ما باید ان شاء الله در آینده آنها را طرح کنیم.
آیا واقعا طبیعت و قاسر نمیتوانند محدِّد سرعت باشند؟
مسأله دومی که باید روی آن بحث شود این است که خواجه گفت: طبیعت و قاسر نمیتوانند منشأ تحدید باشند؛ یعنی مراتب سرعت و بطو نمیتواند به سبب طبیعت یا قاسر باشد. آیا همین طور است؟ به تعبیر دیگر: آیا نیرو نمیتواند منشأ سرعت و بطو باشد؟ (طبیعت و قاسر که خواجه میگوید، مربوط میشود به مسأله نیرو که امروز میگویند. البته امروز میان نیروی طبیعی و قسری تفکیک نمیکنند، چون اینها به طبیعت به آن معنایی که قدمای ما قائل بودند قائل نیستند، ولی به هر حال از نظر روح مسأله فرقی نیست.) آیا نمیتوانیم برای نیرو مقدار قائل باشیم و با توجه به اینکه قابل هم مسلّما حجم دارد بگوییم: «این دو محدِّد سرعت و بطوند» ؟ یعنی آیا نمیتوانیم قائل به یک رابطه و نسبت مخصوص میان نیرو و حجم جسم باشیم[١] ؟
خواجه میگوید: نه. سوال این است: چرا نه؟ بحث بعدی ما این است: قوه طبیعی[٢] (طبیعت) متناهی التأثیر است؛ یعنی طبیعت نمیتواند از نظر شدت، تأثیر لایتناهی
[١] . مثلا چنين فرمولی در كار باشد: مقدار نيرو ضرب در حجم جسم.
[٢] . به عقيده اين آقايان قوه قسری هم به طبيعت برمیگردد.