مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٢١
تدریجی است، ولی ضمنا صفتی هم برای این شیء پیدا شده به نام تدریج، که خود این تدریج وجودش تدریجی نیست، بلکه یک وجود دفعی مستمر است. اگر میگویید «این حرکت که پیدا شد تدریج پیدا شد» به این معناست که یک تدریج حادث شد و در ]طول[ زمان استمرار دارد. پس به این اعتبار، تدریج که خودِ همان حرکت باشد، وجود تدریجی ندارد.
پس اگر حرکت را به صورت امری مستقل در نظر بگیریم میتوانیم بگوییم در این اعتبار، وجود حرکت تدریجی نیست، و قهرا عدمش هم تدریجی نیست.
نقطه نظر مرحوم آخوند
مرحوم آخوند این مطلب را ذکر میکند ولی بعد جملهای میگوید که نقطهنظر ایشان را روشن میکند. در مثال «حدوث» عرض کردیم که ما نمیتوانیم حدوث را امری غیر از حادث بدانیم. وقتی شیئی حادث میشود واقعا دو چیز پیدا نشده: یکی خودِ شیء حادث و دیگری حدوثِ حادث، بلکه وقتی شیئی بعد از اینکه نبود وجود پیدا میکند، از مقایسه این وجود با عدم گذشته مفهوم «حدوث» انتزاع میشود. حدوث یعنی وجود بعدالعدم. پس این گونه نیست که وقتی شیئی حادث میشود دو امر حادث شده باشد: یکی خود شیء و دیگری حدوث شیء، بلکه حدوث از وجود حادث و عدم قبلی انتزاع میشود.
حال میگوییم: حرکت هم واقعیتی غیر از واقعیت ما فیه الحرکة ندارد. گفتیم که حرکت و مسافت و زمان یک چیزند. همین وجود تدریجی وجود حرکت هم هست. اگر شما خودِ تدریج را که یک مفهوم انتزاعی است در نظر بگیرید، این مفهوم انتزاعی در عالم عین وجود ]مستقلی[ ندارد. این گونه نیست که وقتی شیئی تدریجا وجود پیدا میکند، وجودی دارد و علاوه بر آن، چیز دیگری هم وجود پیدا کرده به نام تدریج. «تدریج» انتزاع ذهن است و فقط در ظرف ذهن وجود دارد و به هیچ شکلی عینیت ندارد.