مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٧٩
اشکال دیگر مرحوم آخوند به کلام فخر رازی
جواب دیگر[١] ایشان به فخر رازی این است: این که شما میگویید «سکون علت نمیخواهد» لابد از این جهت است که سکون را امری عدمی میدانید، ولی ما قبلا گفتهایم که سکون، یا امری وجودی است و یا لازمه امری وجودی؛ اگر امری وجودی باشد[٢] ] معلوم است که این گونه نیست که محتاج به علت نباشد[، ولی اگر امری عدمی باشد، درست است که امری عدمی است ولی ملازم با امری وجودی است. مثلا اگر این شئ در اینجا ساکن باشد ما به عدم حرکت این شئ میگوییم سکون، ولی این عدم حرکت ملازم با یک وجود است و آن، بودن این شئ در اینجاست. حال اگر فرضا خود سکون علت نخواهد، بودن در اینجا علت میخواهد.
جوابی دیگر به فخر رازی
جواب دیگری که میتوان به فخر رازی داد ولی ایشان ذکر نکردهاند این است: یک مطلبی را گاهی در باب خلأ به همه حکمای ما ایراد میگیرند و آن این است: اگر ظرفی را از هوا و آب خالی کنیم، با اینکه آب میل به سفل دارد خودش را میکشد به طرف داخل این ظرف. این امر واضحی است. سرنگ چرا پر میشود؟ شما قسمت بالای سرنگ را از هوا خالی میکنید. بعد وقتی مخزن باز شد مایع، خودش را بالا میکشد، چرا؟ قدما میگفتند: چون طبیعت از خلأ امتناع دارد.
ولی امروز طور دیگری تعبیر میکنند و میگویند: علتش این است که هوا از بیرون روی همه چیز از جمله روی همین مایع فشار میآورد. هر وقت شما فضایی به وجود بیاورید که در آن فشاری نباشد خود به خود این مایع مثل چیزی که از بیرون به آن فشار وارد میکنیم داخل این فضا میشود. بعد به قدما ایراد میگیرند و میگویند: شما میگویید «علت این است که طبیعت از خلأ امتناع دارد»، گویا میان یک امر ذهنی با امر عینی اشتباه کردهاید. این که میگویید «طبیعت امتناع دارد» مثل این است که گفته باشید چون امر محالی لازم میآمد، طبیعت برای اینکه امر محالی لازم نیاید چنین کاری میکند. این ذهن است که بر اساس چنین عواملی حکم
[١] . البته من جوابها را به ترتيب كتاب ذكر نكردم.
[٢] . طبق قول كسانی كه میگويند: السكون هو الكون الثانی فی المكان الاول فی الآن الثانی.