مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٩٦
ولی این زن خاص در میان این صنف این استعداد را ندارد. و گاهی اصلا نوع هم صلاحیت ندارد و شأنیت به اعتبارِ جنس است؛ مثل برخی حیوانات که نوع آنها اصلا بدون چشم متولد میشوند[١] ولی به آنها «أعمی» اطلاق میشود، چون جنس حیوان شأنیت چشم را دارد، گرچه فرد یا نوع شأنیت ندارد. در مثال کلیات عناصر و افلاک هم جنس که «جسم» است صلاحیت و شأنیت حرکت را دارد.
جواب از مثال دوم
اما از مثال «ماهی در آب» این گونه جواب میدهند که ما میتوانیم بگوییم این ماهی ساکن است و متحرک نیست. این مثال مانند مثال جالس سفینه است. این مسأله که شیئی حرکت کند ولی نه با نیروی خودش که خودش محیط خودش را عوض کند، بلکه در محیطی قرار گرفته باشد که نیرویی مجموع آن محیط را که این هم جزئی از آن است تغییر مکان بدهد، مسألهای قابل طرح و بررسی است. مثلا اگر ما خودمان را با آن نقطهای از زمین که روی آن نشستهایم و هوا و مجموع اجسامی که بر ما احاطه دارند در نظر بگیریم و با آنچه که در زمین و تبعاتش هست (مثل تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا، دریاها و...) مقایسه کنیم، ساکن هستیم. ولی اگر زمین را با مجموع توابعش[٢] در نظر بگیریم میبینیم زمین دائما در حال حرکت انتقالی است و به سرعت هم حرکت میکند. حال سؤال این است: آیا چون زمین حرکت میکند ما هم واقعا حرکت میکنیم، یا ما دیگر حرکت نمیکنیم؟ شکی نیست که زمین و توابعش با سرعت فوقالعادهای در حال حرکتند، آیا میتوانیم بگوییم ما هم با همان سرعت در حال حرکت هستیم یا نه؟
اینجاست که بعضی در جواب میگویند: بله، ما هم الان در حال حرکتیم؛ ما نسبت به محیط خودمان ساکن هستیم ولی نسبت به حرکت انتقالی زمین واقعا حرکت میکنیم. ولی بعضی دیگر میگویند: حرکت زمین حرکت ما نیست؛ حرکت ما فقط همین است که محیط خودمان را عوض کنیم. وقتی در اتومبیل نشستهایم حرکت ما این است که جای خودمان را در اتومبیل عوض کنیم و از روی این
[١] . مثل موش كور و يا عقرب بنا بر اعتقاد قدما.
[٢] . يعنی اتمسفرش و هوايی كه بر آن احاطه دارد.