مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٧٥
سنگ به طرف پایین میآید.[
اگر این شخص برهان خودش را در همین جا تمام کرده بود سر و صورت بهتری داشت. تا اینجا خلاصه حرف این شخص این است که اگر آن طور که شما میگویید سکون متخلل بشود، لازم میآید آنا ًما که سکون پیدا شد این سکون ادامه پیدا کند، در حالی که ما در عمل و تجربه خلاف این را میبینیم.
بعد این شخص میخواهد مطلب خودش را محکمتر کند ولی برعکس آن را ضعیفتر میکند. میگوید: وقتی از شیخ پرسیدهاند «آن لحظه سکون معلول چیست؟» تعبیر او در جواب، این بوده: أفاد القاسر قوّة مسکنة؛ یعنی قاسر قوه مسکنه به آن داده است. این شخص به این حرف شیخ چسبیده و میگوید: این قوه مسکنه را آیا قاسر از همان اول به شئ داده است؟ اگر این طور باشد لازم میآید قاسر در آن واحد دو قوه متضاد به شئ داده باشد: یک قوه بالا برنده و یک قوه ساکن، نگه دارنده. اگر هم بگویید «بعد این قوه مسکنه را داده» میگوید: دلیلی بر این مطلب نداریم؛ چون ضربهای که وارد شده همان اول هرچه میخواسته بدهد داده و بعد دیگر عامل جدیدی پیدا نشده است.
بعد این مستشکل این طور میگوید: عجب از بوعلی است که از یک طرف در آن جمله معروفش گفته است «لولا مصادمة الهواء المخروق لوصل الحجر المرمی إلی سطح الفلک[١] » که معنای این حرف این است که قوه قاسر چنین اقتضاء میکند که ]سنگِ پرتابشده حرکتش را[ برخلاف طبیعت تا بینهایت ادامه دهد، و از طرف دیگر گفته «قاسر به مقسور قوه مسکنه میدهد»؛ این دو حرف ضد یکدیگرند.
جواب اجمالی مرحوم آخوند از طرف بوعلی
مرحوم آخوند فعلا از طرف بوعلی جوابی اجمالی میدهند[٢] . ایشان میگویند: اگر
آنچه که قوه غریبه قاسره را از بین میبرد فقط مقاومت معاوقها بود مطلب همین بود که شما میگویید، ولی این طور نیست و علاوه بر معاوقها نیروی دیگری نیز با قاسر
[١] . يعنی اگر معاوقت و مقاومت هوا نبود بايد هرچه كه ما به طرف بالا پرتاب میكرديم، تا سطح فلكمیرفت.
[٢] . در مبحث «قسر» اين مطلب را مفصلتر بحث میكنيم.