مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٥٦
سنوح سانحهای بشود تا مرجِّحی باشد برای فیاضیت. (البته متکلمین چنین حرفی نزدهاند، ولی این مطلب لازمه حرف آنهاست.)
بنابراین قول به عدم تعطیل ـ به این اصطلاح ـ مساوی است با قول به توحید در فاعلیت حق تعالی، ولی قول به تعطیل مساوی است با نوعی شرک در فاعلیت حق تعالی. بعد ایشان میگوید: انکار توحید در فاعلیت، همیشه به نوعی انکار در توحید ذات میگراید.
ارزش مسأله «فیاضیت حق تعالی» در معارف الهی
بعد مرحوم آخوند میگویند: این مسأله در معارف الهی از نظر ارزش در ردیف سه چهار مسأله درجه اول است. اگر کسی خدا را به توحید در ذات و توحید در فاعلیت بشناسد ـ که لازمه توحید در فاعلیت این است که تعطیلی در کار نیست ـ و اگر نفس انسان و رُجعای آن را بشناسد، و اگر عالم طبیعت را با توجه به حرکت جوهریه بشناسد[١] ، اگر کسی این چهار اصل کلی را بشناسد، دیگر از اینکه هیچ مسأله دیگری از هیچ علمی را نداند باکی نداشته باشد؛ یعنی این مسائل در درجه اول اهمیت است. پس کسانی که قائل به تعطیلاند، از یکی از بزرگترین ارکان معرفت محرومند، آنهم یکی از ارکان بزرگ معرفت که انکار آن، رکن دیگری را هم متزلزل میکند؛ چون مسأله انکار فیاضیت منجر به نوعی انکار توحید در فاعلیت میشود و انکار توحید در فاعلیت منجر به نوعی انکار در توحید ذات میشود[٢] .
نقد برخی عرفا به قول حکما در باب قدم عالم
بعد ایشان از بعضی عرفا ـ که اسم هم نمیبرند ـ مطلبی نقل میکند که در جهت مخالف مطلبی است که خود ایشان گفتند. ایشان قبلا گفتند: بعضی از مردم لایمکن لهم الإعراب عن مذهبهم؛ یعنی خودشان نمیتوانند مدعایشان را توضیح بدهند، چه رسد به اینکه بخواهند برای مدعایشان دلیلی بیاورند. بعد گفتند: کسانی که قائل به
[١] . يعنی: اينكه عالم طبيعت عين حركت و عين حدوث و تجدد است.
[٢] . سؤال : اهميت مسأله تجدد عالم از چه جهت است؟استاد : اين مسأله يكی از پايههای مسأله معاد است و اگر اين مسأله نباشد معاد به اثبات نمیرسد.