مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٨٧
این مبنا خیلی با مبنایی که این آقایان دارند فرق میکند. از نظر این آقایان اصلا سرعت و بطو نسبیاند و سرعت در مقابل بطو نیست، بلکه هر سرعتی بطو است و هر بطؤی سرعت، و این سرعت و بطوها همان مراتب و درجات حرکتاند و حرکت به منزله جنس است و این مراتب به منزله فصل. اما ایشان حرف دیگری میزنند که دنبالش را هم نگرفتهاند و باید دنبالش را میگرفتند تا ببینند این حرف قابل تمام شدن هست یا نه. ایشان میگویند: «حرکت یعنی سرعت، و بطو یعنی حرکت در حرکت». البته این مطلب قابل خدشه و مناقشه است، فعلا خواستم به اصل مطلب توجه داشته باشید تا بعد مطلب را جمعآوری کنیم.
طرح مسأله سرعت و بطو، در حرکت جوهری
مسأله دیگری که ظاهرا هیچ کس آن را طرح نکرده این است[١] : مسأله سرعت و بطو
در باب حرکت أینی، حرکت وضعی، حرکت کمّی و حرکت کیفی قابل تصور است، اما حرکت جوهری چطور؟ آیا در حرکت جوهری سرعت و بطو معنی دارد؟ اگر معنی دارد با مبنای آقایان چطور میشود؟ آیا در حرکت جوهری هم معاوق معنی دارد؟ در حرکت جوهری معاوق معنی ندارد. کل عالم طبیعت با یک حرکت جوهری متحرک است آنهم در جهت واحد. در حرکت جوهری معنی ندارد که بگوییم معاوق هست یا نیست.
خلاصه، آقایان گفتند «هر قوهای اقتضای حرکت غیرمتناهی السرعة و الشدة میکند و این یعنی حرکت در لا زَمان، که امری محال است. پس اگر حرکتی بخواهد وجود پیدا کند کفاح میان دو قوه مختلف است». این مطلب در حرکات عرضی قابل تصور است، در حرکات جوهری چطور؟ آیا در حرکات جوهری هم قابل تصور است؟ اگر قابل تصور نباشد چه فرقی است میان حرکت جوهری و حرکت عرضی؟ البته ما قبول داریم اینها از جنبههایی فرق میکنند، ولی سوال این است: آن جنبههایی که فرق میکنند چه جنبههایی است؟ آیا با ]توجه[ به آن جنبهها میتوانیم اینجا چنین توضیحی برای ]حرکت جوهری[ بدهیم؟
[١] . ظاهرا كسی اين مسأله را مطرح نكرده است، البته يقين ندارم.