مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦١٢
نمیشود توجیه کرد مگر به وسیله طبیعت درونی شئ، باید منتهی شود به طبیعت. پس حرکتهای قسری هم در نهایت امر منتهی به طبیعت میشوند.
ایشان اینجا این اشکال را فقط به همین مقدار جواب داده. ولی بهترین جواب همین است که بگوییم: در اینجا دو نوع برهان داریم. نوع اول برهانی است که در آن میگوییم: سه جسم فرض کنید که هر سه با قوه طبیعی حرکت میکنند ولی یکی در خلأ، یکی در ملأ غلیظ و یکی در ملأ رقیق. با این برهان اثبات میکنیم که خلأ محال است. نوع دیگر برهانی است که در آن میگوییم: سه جسم فرض کنید که یکی عدیم المعاوق الداخلی است، یکی ذی المعاوق الداخلی القوی و یکی ذی المعاوق الداخلی الضعیف، اعم از اینکه ]حرکت اینها[ در ملأ باشد یا در خلأ. شما میگویید «خلأ وجود ندارد»، بسیار خوب، وجود نداشته باشد، ملأ که وجود دارد. ما یک ملأ مساوی فرض میکنیم و میگوییم: این سه جسم با یک نوع ملأ روبرو هستند[١] .
وقتی که این سه جسم با یک نوع ملأ روبرو باشند این برهان در اینجا هم جاری است. میگوییم: جسم عدیم المعاوق مسافت معین را در یک ثانیه طی کرده، جسم ذی المعاوق الداخلی القوی در همان ملأ این مسافت را در ده ثانیه طی کرده، و جسم ذی المعاوق الداخلی الضعیف ـ که نسبت معاوقتش با جسم دوم برابر است با نسبت زمان جسم اول به جسم دوم ـ نیز همین مسافت را در همان ملأ طی کرده. پس این برهان در اینجا هم جاری شد.
بنابراین خلاصه مطلب این است که اگر این برهان فقط با فرض خلأ جاری بود میگفتیم «چون خلأ محال است این برهان جاری نیست». ولی این برهان در جایی که این سه جسم مفروض در ملأ متساوی حرکت کنند نیز جاری است. پس این اشکال هم به کلی منتفی است.
تتمّةٌ
بعد مرحوم آخوند در یک «تتمّةٌ» به مطلبی اشاره میکند که ما در اول بحث به آن اشاره کردیم و آن این است: همه این بحث برای این بود که اثبات کنیم در درون هر جسمی اقتضای حرکتی هست، حال یا اقتضای حرکت مستقیم و یا اقتضای حرکت
[١] . اين مطلب را حاجی هم در حاشيه فرموده است.