مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٥
رابط میان حادث و قدیم همان حرکت دوریه است. حرکت دوریه قدیم است[١] به اعتباری و حادث است به اعتباری دیگر. حرکت، نفس تجدد و حدوث است و لازمه ذات حرکت حدوث دائم و تجدد دائم است. پس حرکت خودش یک امر قدیم است ولی ]به این معنا که[ یک حدوث دائمی و مستمرّ قدیم است.
پس حرکت دوریه به یک اعتبار قدیم است و ابتدا ندارد، ولی به اعتبار دیگر تجدد دائم است و لازمه تجدد دائم این است که مراتب داشته باشد و لازمه مراتب داشتن این است که مراتب نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر داشته باشند و همین تقدم و تأخر داشتن ملازم است با حدوث. بنابراین در عالم یک چیز پیدا کردیم که از آن وجهه که قدیم است مربوط میشود به علت قدیم و از آن وجهه که حادث است علت است برای حوادث عالم.
طرح اشکالی به مبنای شیخ در ربط حادث به قدیم
اینجا یک سؤال مطرح میشود وآن این است: شما برای حرکت دو جنبه قائل شدید، یک جبنه قدیم و یک جنبه حادث. با توجه به برهانی که میگوید «علة کل حادث حادث» ما نقل کلام میکنیم به جنبه حادث حرکت و باز اشکال عود میکند؛ یعنی همان اشکالی که در حادثهای ما دون فلک هست در باب خود حرکت هم میآید، به این معنا که میگوییم: حرکت آن جنبهاش که قدیم است علتش باید قدیم باشد، ولی آن جنبه حرکت که حادث است علتش باید حادث باشد. پس اشکال باقی است.
جواب اشکال
جواب میدهند: ما که میگوییم حرکت دارای دو جنبه است، نمیخواهیم بگوییم حرکت در خارج مرکب است از یک جزء قدیم و یک جزء حادث، که شما بگویید جزء قدیمش علت قدیم میخواهد و جزء حادثش علت حادث، بلکه میخواهیم بگوییم حرکت به حسب تحلیل عقلی دارای دو حیثیت است؛ همچنان که شیئی که مرکب از ماهیت و وجود است این گونه نیست که در خارج مرکب شده باشد از دو جزء که یکی ماهیت است و دیگری وجود، بلکه ماهیتْ منتزع از وجود و از نحوه
[١] . يعنی لا اوّلَ له، ابتدا ندارد؛ اگر علتش قديم است خودش هم قديم است.