مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٧٤
است و هر جا که حرکت باشد زمان هم هست و معنی ندارد حرکت در «آن» وجود داشته باشد. برای هر فردی از تأثیر تدریجی که اعتبار کنید باید زمان اعتبار کنید، پس نمیتواند فرد آنی داشته باشد. وقتی نتواند فرد آنی داشته باشد، حرکت در آن مقوله محال است؛ چون حرکت در هر مقولهای مستلزم این است که برای آن مقوله در هر آنی بتوان فردی اعتبار کرد[١] و[٢] .
اشکالی به بیان مرحوم آخوند با استفاده از مطالب خود ایشان
در اینجا ما از آنچه خود مرحوم آخوند در بعضی جاها گفتهاند اتخاذ سند میکنیم و مطلبی را بیان میکنیم[٣] که بنا بر آن، اصلا شاید این نزاع برخیزد. آن مطلب این است: مرحوم آخوند مکرر این حرف را میزند که حرکت، نحوه وجود شیء است؛ یعنی خود حرکت، وجودی در مقابل اشیاء ندارد بلکه نحوه وجود اشیاء است. حرکت در جوهر نحوه خاص وجود جوهر است و حرکت در هر عرضی نحوه خاص وجود آن عرض است. لهذا خود مفهوم حرکت داخل در هیچ مقولهای نیست. همین مطلب را گاهی مرحوم آخوند به این تعبیر میگوید که «حرکت، امری نسبی است»؛ یعنی شما نمیتوانید به حرکت به چشم یک پدیده در مقابل پدیدههای دیگر در عالم نگاه کنید، بلکه حرکتْ خودش نحوه وجود همه پدیدههای عالم است.
از این جهت حرکت نظیر «حدوث» است. حادث وجود دارد، اما «حدوث» چطور؟ آیا «حدوث» وجود دارد یا نه؟ «حدوث» را، هم میتوان گفت وجود دارد و هم میتوان گفت وجود ندارد. «حدوث» وجود دارد به عین وجود حادث، و وجود ندارد به این معنا که وقتی حادثی وجود پیدا میکند چیزی علاوه بر «حادث» به نام «حدوث» وجود پیدا نمیکند بلکه وجود «حدوث» عین وجود «حادث» است. پس اگر از ما بپرسند «آیا «حدوث» حادث است یا قدیم؟» جواب میدهیم: خود «حدوث» نه حادث است نه قدیم، چون اصالتی ندارد، ولی میتوان گفت به تبع
[١] . اين بود خلاصه حرفهايی كه مرحوم آخوند در اينجا و جاهای ديگر در اين مورد گفتهاند. مقداریهم تكرار مكررات بود.
[٢] . قبلا گفتيم كه آقای طباطبايی با اين نظريه مخالفند. بيانات ايشان را در گذشته عرض كردهايم، ديگرتكرار نمیكنيم.
[٣] . اين مطلب را در گذشته هم عرض كردهايم.