مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٦١
میکند، به اینجا که میرسد قبول دارد که از جنبه علم امروز و از جنبه فیزیکی باید برای عالم آغازی قائل باشیم؛ یعنی میگوید از نظر علمی چارهای نیست از اینکه قائل باشیم که وقتی برویم جلو، در نهایت امر باید به لحظهای برسیم که عالم از عدم به وجود آمده باشد. راسل به اینجا که میرسد حرف عجیبی میزند؛ میگوید: اینجا امر دائر است میان دو امر نامعقول و غیرعلمی: یا باید قبول کنیم که عالم خودبه خود به وجود آمده ـ همان امری که همه میگویند محال است[١] ـ و یا باید نظریه خلقت را قبول کنیم. میگوید: «امر اول عجیب به نظر میرسد، ولی مگر طبیعت قول داده که کار عجیب نکند؟! نیستی مطلق بوده و خود به خود هستی شده[٢] . این امر، علمی نیست ولی ما چارهای از قبول آن نداریم؛ چون اگر این را قبول نکنیم ناچار باید نظریه خلقت را قبول کنیم و آن هم علمی نیست[٣] . حالا که امر دائر است میان دو امر غیر علمی، ما میگوییم: شاید امر اول بوده». این حرف فوقالعاده نامربوط است. این حرف یحیی نحوی که گفته «عالم متناهی التأثیر و متناهی القوه است» با این حرف جدیدیها منطبق است.
مرحوم آخوند: عالم در صورتی متناهیالقوه است که از غیب به آن امداد بعد از امداد نرسد
اما مرحوم آخوند در اینجا میگوید: درست است، عالم متناهی القوه است ولی به این شرط که از غیب امداد بعد از امداد به آن نرسد و اصلا اگر در همین لحظه هم به عالم امداد از غیب نرسد، عالم فانی میشود؛ یعنی نه اینکه عالم یک مقدار ذخیره دارد و این مقدار ذخیره را صرف میکند بعد تمام میشود، بلکه عالم متناهی القوه است و دائما نیاز به امداد دارد و اگر امدادی از غیب به عالم نرسد عالم فانی میشود. اینکه ما میگوییم «عالم بدایت ندارد» به این معناست که از ازل به عالم امداد میرسد و تا ابد هم این امداد ادامه دارد.
[١] . نمیگويد محال است، بلكه میگويد: همه میگويند محال است.
[٢] . به قول مرحوم آخوند: اگر چنين بگوييم، اصلا قانون عليت و معلوليت را از بيخ انكار كردهايم.
[٣] . نمیگويد محال عقلی است، بلكه میگويد علمی نيست؛ يعنی علم در اين زمينه حرفی ندارد.