مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١١٠
ابن رشد چیزی نبوده، ابن رشد را اروپاییها اینقدر بزرگ کردهاند و الّا با معیارها و مقیاسهای فلسفه اسلامی ابن رشد را نمیشود یک فیلسوف حساب کرد. یک آدم بسیار متقشّر و متعبّد به ارسطو و مخالف ابن سینا بوده و به ابن سینا دشنام میدهد که چرا در مسائلی با ارسطو مخالفت کرده، مگر بالای حرف ارسطو هم کسی میتواند حرف بزند؟! و لهذا شما در کتب فلسفه اسلامی هیچ جا نامی از ابن رشد نمیبینید. در همه حرفهای ملاصدرا شاید یک جا اسمی از ابن رشد برده شده با اینکه از همین غزالی که فیلسوف نیست در اسفار مکرر اسم برده شده. آخوند بعضی جاها به او طعن زده و دشنام داده و بعضی جاها از او خیلی تمجید کرده. در بعضی جاها که با حرفهای نامربوط غزالی روبرو شده به او خیلی حمله کرده و دشنام داده، حتی گفته مَثَل این شخص مَثَل آن بچهای است که میبیند مردان جنگی سلاح میپوشند و به جنگ میروند، بعد یک شمشیر چوبی به دست میگیرد و خودش را غازی خیال میکند؛ تصور میکند که اگر انسان یک شمشیر چوبی به دست بگیرد سرباز یا غازی میشود. ولی در بعضی جاهای دیگر که حرفهای عرفانی و عمیقش را نقل میکند از او به «البحر القمقام» و مانند آن تعبیر میکند. این تناقض در اظهار نظر، در کلمات مرحوم آخوند راجع به غزالی هست و انصافآ غزالی یک آدم همین گونه هم هست، گاهی خیلی اوج میگیرد و گاهی خیلی به حضیض میآید.
غزالی و مسأله قِدم زمانی عالم
غزالی در سه مسأله بوعلی را ـ و در واقع همه فلاسفهای که با او همعقیده باشند ـ رسمآ تکفیر کرده، گفته او بر خلاف ضرورت ادیان سخن گفته است. یکی همین مسأله است. گفته که فلاسفه قائل به قِدم زمانی عالماند و قِدم زمانی عالم خلاف ضرورت اسلام است. ولی غزالی مثل خیلی افراد تنها به تکفیر قناعت نکرده بلکه روی تکفیر هم زیاد تکیه نکرده، از لحنش پیداست که تکفیر میکند و در کتاب تهافت الفلاسفه خیلی استدلال و موشکافی کرده و دقت به خرج داده که دقتهایش به هر حال قابل توجه است، نمیشود از دقتهای غزالی صرف نظر کرد. ما اگر حرفهایی مثل حرفهای مرحوم آخوند را هم میخوانیم باید با توجه به حرفهای غزالی بخوانیم، ببینیم آیا اینها توانستهاند به غزالی جواب بدهند؟ ابن رشد واقعآ نتوانسته به غزالی جواب بدهد، این حقیقت است، باید ببینیم از حرفهای مثل مرحوم آخوند