مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٨٣
نقل مطلبی از بهمنیار
بعد مرحوم آخوند مطلبی از بهمنیار در التحصیل نقل میکنند و توجیهی از شیخ اشراق برای این مطلب. سپس خود ایشان توجیه شیخ اشراق را نقد میکنند و توجیه دیگری برای حرف بهمنیار ذکر میکنند و بعد اصل حرف بهمنیار را رد میکنند. در آخر فصل هم مطلب دیگری ذکر میکنند که به بیان آن خواهیم رسید.
بهمنیار گفته: در میان این تقدمها فقط تقدم بالطبع و تقدم بالذات است که تقدم حقیقی است (مقصود از تقدم بالذات در اینجا تقدم بالعلیه است) و باقی اقسام تقدم تقدم حقیقی نیستند. بعد گفته: تقدم بالزمان هم از باب اینکه اجزاء زمان، موهوماند نه واقعی و حقیقی، تقدم موهوم است نه حقیقی.
توجیه شیخ اشراق برای حرف بهمنیار
شیخ اشراق کلام بهمنیار را حمل کرده است به نظریهای که خودش داشت. او میگفت تمام تقدمها برمیگردد به تقدم بالطبع[١] ، و تقدم بالزمان را هم ارجاع کرد به
تقدم بالطبع. شیخ اشراق میگوید: مقصود بهمنیار از اینکه میگوید «تقدم حقیقی همان تقدم بالطبع و بالذات است و باقی تقدمها تقدم حقیقی نیستند» و مثال میزند به زمان، این است که تقدم بالزمان برمیگردد به تقدم بالطبع.
اشکال مرحوم آخوند به توجیه شیخ اشراق
مرحوم آخوند میفرماید: این توجیه توجیه درستی نیست. معنی حرف شما این است که تقدم بالزمان هم تقدم حقیقی است ولی قسم جداگانهای نیست بلکه همان تقدم بالطبع است، در حالی که بهمنیار میخواهد بگوید تقدم بالزمان اصلا تقدم حقیقی نیست. پس حرف بهمنیار غیر از حرف شماست.
توجیه مرحوم آخوند برای حرف بهمنیار
خود مرحوم آخوند حرف بهمنیار را که گفته «تقدم بالزمان تقدم حقیقی نیست» این گونه توجیه میکند: برای اینکه زمان وحدت اتصالی دارد و وحدت اتصالی مساوی
[١] . شيخ اشراق تقدم بالطبع و تقدم بالعليه را يكی گرفت.