مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧١٤
اطلاق «قدیم» کرد.[ اگر بگوییم «حدوث عبارت است از مسبوق بودن وجود شیء به عدمش، و قِدم عبارت است از مسبوق نبودن وجود شیء به عدم، اعم از اینکه عدم برایش اعتبار بشود یا اعتبار نشود بلکه از باب سالبه به انتفاء موضوع باشد» در این صورت ]قدیم[ شامل ذات باری تعالی هم میشود. ذات باری تعالی وجودش مسبوق به عدمش نیست از باب اینکه اصلا برای او در هیچ مرتبهای از مراتب هستی، عدم اعتبار نمیشود، نه از این باب که عدم برایش اعتبار میشود ولی وجودش مسبوق به عدمش نیست.
حکما قائلاند به اینکه بعضی از موجودات قدیم زمانی هستند ولی قدیم ذاتی نیستند. آنها معتقدند که عقول مجرده چنیناند؛ یعنی عقول مجرده قدیم زمانیاند، به این معنا که وجودشان مسبوق به عدم زمانی نیست؛ در اینجا بالاخره برای عقول مجرده عدم اعتبار میکنند، ولی میگویند عدم آنها سبق زمانی بر وجودشان ندارد، اما سبق ذاتی دارد. پس قهرا عقول مجرده قدیم زمانی هستند ولی قدیم ذاتی نیستند.
این مطلب مقدمهای بود که بعدا بیشتر روی آن بحث میکنیم. مرحوم آخوند فعلا این مطلب را ذکر نکردهاند.
حدوث و قدم نسبی
مرحوم آخوند طبق معمولِ ]این باب[ وارد این مطلب میشود که یک حدوث و قدم داریم که اصطلاح عرف است و به بحثهای فلسفی مربوط نمیشود. اسم این حدوث و قدم را «حدوث و قدم نسبی (یا اضافی)» میگذارند. توضیح اینکه: گاهی در مقایسه دو شیء با یکدیگر، یکی را میگویند «حادث» و دیگری را میگویند «قدیم». البته در عرف امروز معمولا به جای «حادث» کلمه «جدید» را به کار میبرند و مثلا میگویند «کتابهای جدید، کتابهای قدیم» یا «رسمهای جدید، رسمهای قدیم». پس وقتی دو شیء در مقایسه با یکدیگر، آنچه از زمان وجود یکی گذشته کمتر از مقداری باشد که از زمان وجود دیگری گذشته، به اوّلی میگویند «جدید» و به دومی میگویند «قدیم». ]در کتب علمی ما[ به جای «متجددین» بیشتر میگویند «متأخرین». مثلا میگویند قدما چنین عقیده داشتهاند و متأخرین چنین میگویند. مثلا در فقه وقتی میگویند «قدما» امثال شیخ طوسی و ابن جنید و