مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٠٥
آن «آن» دیگر ضربهای وجود ندارد، در حالی که این حرکت ادامه دارد؛ یعنی چنین به نظر میرسد که علت وجود ندارد ولی معلول ادامه دارد. چنین چیزی چگونه ممکن است؟
چهار نظریه
در اینجا چهار نظریه گفته شده است که علیالظاهر دو تای از آنها به دنیای قبل از اسلام مربوط میشود و دو تای دیگر به دنیای اسلام، و از آن دو نظریه که مربوط به عالم اسلام است یکی متعلق به متکلمین است و دیگری متعلق به فلاسفه و البته در نظریه فلاسفه تغییر و تبدیلهایی پیدا شده است.
در برخی از این نظریهها علت را در چنین حرکتهایی، داخلی دانستهاند و در برخی دیگر خارجی؛ یعنی بعضی گفتهاند علت این حرکتها در درون جسم است، و بعضی دیگر گفتهاند علت، امری بیرونی است. گروه دوم که میگویند «علت، امری بیرونی است» باز خودشان دو دسته شدهاند. دسته اول گفتهاند «علت، یک جذب بیرونی است» و دسته دوم گفتهاند «علت، یک دفع بیرونی است». ما میخواهیم این نظریه ها را به ترتیب تاریخی بیان کنیم که البته این ترتیب با ترتیبی که مرحوم آخوند آوردهاند متفاوت است.
نظریه اول (ارسطو)
آنهایی که گفتهاند «علت، دفع بیرونی است» (ظاهرا نظریه خود ارسطو هم همین بوده است) نظریهشان را این گونه بیان میکنند: علتِ اینکه بعد از آنکه به توپ ضربهای وارد میکنیم توپ به حرکتش ادامه میدهد، این است که آن ضربه باعث میشود این توپ در هوا جلو برود و یک مقدار هوا را بشکافد. وقتی توپ هوای بیرون را شکافت هوا به طرف عقب حرکت میکند. بعد این هوایی که از جلو به عقب آمده، از پشت ضربه دیگری بر این توپ وارد میکند. مرتبا و متوالیا از پشت ضربه وارد میشود و توپ از جلو هوا را میشکافد و به عقب میراند. منتها تدریجا ]این شکافتن و ضربهها[ ضعیف میشود[١] .
[١] . درست مثل يك شناگر؛ در موقع شنا دو كار انجام میشود: يكی اين كه شناگر با قدرت خودش بهجلو میرود، و ديگر اينكه وقتی آب را از جلو به عقب میزند آب او را به جلو دفع میكند.