مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦٩
قدما قائلند به امری که آن را به نامهای مختلف مینامند، گاهی «طبیعت» مینامند و میگویند «طبیعت هر عنصر با طبیعت عنصر دیگر مغایر است» و گاهی آن را «صورت نوعیه» مینامند و میگویند «صورت نوعی این با صورت نوعی آن مغایر است» و گاهی «قوه جوهری» مینامند و میگویند «آن قوهای که متحد با این است با قوه متحد آن دیگری مخالف است».
تا این مقدار را قدمای قبل از بوعلی هم گفته بودند. آنها میگفتند: وقتی ما جسمی را رها میکنیم و از بالا به پایین میآید، فاعل مباشر بلاواسطه همان طبیعت و صورت نوعیه و همان قوهای است که در آن است.
ولی بوعلی نظریه دیگری ابراز کرد و قائل به چیز دیگری شد که آن چیز علت متوسط میان طبیعت و آثار طبیعت است. او به یک کیفیتی قائل شد که اسم آن را «میل» گذاشت و گفت علت بلاواسطه حرکات (اعم از حرکت مکانی و حرکتهای کیفی و حرکتهای کمّی و...) آن چیزی است که من به آن «میل» میگویم و «میل» جوهر نیست بلکه عرض است و از مقوله کیف هم هست. او گفت: وقتی شیئی حرکت میکند یا میخواهد حرکت کند و شما دستتان را در مقابل آن قرار میدهید و احساس یک فشار میکنید که محسوس است، آن فشاری که شما احساس میکنید یک کیفیت ملموس در این شیء است و این همان میل است[١] . این میل منشأ حرکت است. طبیعت میلی در اشیاء ایجاد میکند و این میل است که حرکتها را در اشیاء به وجود میآورد. پس فاعل بلاواسطه میل است.
البته بوعلی فقط کلمه «میل» را گفته و زیاد در اطرافش بحث نکرده است به طوری که فخر رازی گفته[٢] : این که بوعلی میگوید، فقط در حرکات مکانیه صدق میکند ولی در غیر حرکات مکانیه صدق نمیکند. مرحوم آخوند میگوید: این حرف فخر رازی مناقشه لفظی است و انسان عالم نباید خودش را به لفظْ بازی قانع کند.
خلاصه حرف بوعلی این است که در تمام حرکات کیفیتی وجود دارد که علت مستقیم آن حرکت است، حال این کیفیت را میخواهید در یک جا «میل» بنامید و
[١] . اين معنا به معنای جاذبه كه امروز میگويند، خيلی نزديك است ولی درواقع اعم از جاذبه است؛چون جاذبه فقط در رابطه مكانی اشياء است.
[٢] . بعدا در همين كتاب اين مطلب را نقل میكنند.