مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٣٩
است که «معقولات ثانیه فلسفی» نامیده میشوند و اگر چه خود فلاسفه به این بیان نگفتهاند ولی ریشه اینها در معانی حرفیه است. از همه معانی حرفیه معنی اسمیه ساخته میشود. معانی اسمیه مستقل در مفهومیت که از معانی حرفیه ساخته میشود، فقط در ذهن وجود دارد. «ابتداء» به عنوان یک ماهیت مستقل که موضوع و محمول واقع میشود، فقط در ذهن وجود دارد. این معانی که از معانی حرفیه انتزاع میشوند، در خارج ما بإزائی در مقابل اشیاء دیگر ندارند. در خارج نمیتوانید چیزی را نشان دهید که مصداق معنی حرفی باشد. مصداق معنی حرفی عین مصداق معنی اسمی است نه یک امر جدا.
حل مسأله معنی حرفی و معنی اسمی بالاتر از آن حدی است که در علم اصول مطرح شده و آن مقداری که در علم اصول مطرح شده برای حل این مسأله کافی نیست.
در تعبیر دیگری که حاجی در حواشی اسفار ذکر کرده[١] میگوید «اینها معانیی
هستند که وجود فی نفسه و محمولیشان در ذهن است و وجود ناعتشان در خارج». این هم تعبیر دیگری است و البته همه تعبیرات به یک جا برمیگردد.
وقتی که این مطلب را دانستیم میگوییم: مسبوقیت، در خارج چیزی مستقل از وجود آن مسبوق یا سابق نیست که بعد در موردش بحث کنیم که «آیا حادث است یا قدیم؟». در مورد چیزی میشود گفت حادث یا قدیم، که خودش وجودی داشته باشد؛ یعنی درباره یک موجود میشود گفت «آیا حادث است یا قدیم؟». اما اموری که از سنخ معانی حرفیهاند و وجودشان به وجود منشأ انتزاعشان است، حدوث و قدمشان هم تابع منشأ انتزاعشان است و حکم علیحده ندارند. پس اینجا نباید گفت «وجود حادث، حادث است به تبع حدوث، ولی حدوث، حادث است بذاته». اینجا درست عکس باب وجود و ماهیت است. در باب وجود و ماهیت، ماهیتْ موجود به تبع وجود و وجودْ موجود بالذات است. این بعض فضلا خیال کرده اینجا هم از آن قبیل است، در حالی که اینجا قضیه برعکس است و آن که حادث واقعی است وجود حادث است و حدوثِ حدوث یک امر انتزاعی است؛ یعنی اگر به حدوث میگوییم «حادث»، به تبع آن وجود میگوییم.
[١] . از جمله در همين جا و نيز در احكام وجود و عدم.