مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٧٧
بالذات» اطلاق میشود، ولی نه به معنای اینکه اینها یک قسماند، بلکه این سه قسم را با یک تعبیر بیان کردهاند.
پس اینکه شیخ اشراق برای آنکه همه اقسام تقدم را به تقدم بالطبع برگرداند، تقدم بالطبع و تقدم بالعلیه را یکی گرفت، اشتباه است.
ایراد چهارم
شیخ اشراق خودش در برگرداندن تقدم بالشرف به تقدم بالطبع، طبق معیاری که داشت، دچار اشکال شد. مثلا میگوییم «اعلم بر عالم تقدم دارد» و حتی در صفات رذیله مثلا میگوییم «ابخل بر بخیل تقدم دارد». شیخ اشراق در برگرداندن اینها به تقدم بالطبع دچار اشکال شد و گفت: شاید در باب فضلها از باب این است که منجر به تقدم و تأخر در مجالس میشود و این هم بر میگردد به تقدم و تأخر زمانی، و شاید اشتراک لفظی باشد.
مرحوم آخوند میگوید: وقتی عینا نظیر آنچه در موارد دیگر هست، در اینجا هم هست چه دلیلی دارد این را مَجاز بدانیم؟! اعلم و عالم هر دو با علم نسبت دارند، ولی این نسبتها علیالسویه نیست. آن نسبتی که عالم با علم دارد اعلم هم دارد، ولی اعلم نسبتی با علم دارد که عالم ندارد. پس این مورد با موارد دیگر فرقی نمیکند و این، نقضی است بر نظریه شما. وقتی آنچه در سایر موارد هست در اینجا هم هست ما نمیتوانیم این را حمل بر مجاز یا اشتراک لفظی کنیم. این دلیل بر این است که اصلی که شما تأسیس کردید، صحیح نیست.
در اینجا این فصل پایان میپذیرد.
مرحوم آخوند مشکل تقدم بالزمان را حل نکردهاند
مرحوم آخوند تا اینجا در باب تقدم بالزمان اشکال کرد بدون اینکه آن را حل کند. شیخ برای تقدم و تأخر تعریفی بیان کرد و آنها را مشترک معنوی دانست. مرحوم آخوند فرمود «این تعریف درباره همه اقسام صادق است الّا درباره تقدم بالزمان» ولی خود ایشان مشکل را حل نکرد.