مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٨
آنجاست و آن در اینجا؟». اینکه این شیء در آن مقام دیگر قرار بگیرد، مساوی است با اینکه این شیء خودش خودش نباشد.
اشتباه نظام عینی و ذاتی هستی با نظامات اعتباری و قراردادی
قبلا گفتهایم ]منشأ[ اشتباه در چنین مسائلی این است که غالبا انسان نظام عینی و ذاتی هستی را با نظامات اعتباری و مراتب قراردادی اشتباه میکند. در مراتب اجتماعی مثلا زید مدیر کل فلان اداره است و عمرو مرئوس اوست. حال چه مانعی دارد که رئیس به جای مرئوس قرار بگیرد و مرئوس به جای رئیس؟ هیچ مانعی ندارد؛ چون این مرتبه (یعنی ریاست) یک امر اعتباری و قراردادی و فرضی است و یک حقیقت و امر عینی و جزء فرمول وجود زید نیست. الان هم که او در مرتبه ریاست قرار گرفته در واقع ما مرتبه را فرض و اعتبار کردهایم و بودن او در آن مرتبه را نیز فرض و اعتبار کردهایم. مثل بازی و تئاتری است که در آن یک نفر وزیر میشود و دیگری نخستوزیر. آیا وقتی کسی در مقام بازی و تئاتر وزیر شد واقعا وزیر شده است، یا فقط در عالم فرض و خیال و اعتبار وزیر شده است؟! در اجتماع هم مقام وزارت نوعی اعتبار و ملعبه ذهن است. فرق وزیر در بازی و وزیر در اجتماع این است که در یک بازی بچهگانه منظور فقط تفریح و تفنّن است، ولی در اجتماع با اینکه نفس مقاماتْ اعتباری و خیالی و فرضی و موهوم است اما بشر اینها را اعتبار میکند برای یک سلسله آثار واقعی؛ یعنی آثاری که بر این اعتبار مترتب میشود واقعی است؛ مثلا اگر پای چکی را امضاء کند بانک آن را پرداخت میکند ولی اگر کس دیگری امضاء کند بانک پرداخت نمیکند.
خلاصه انسان خیال میکند مراتب واقعی و عینی (یعنی آنچه که واقعا مرتبه است) از قبیل مراتب اعتباری است، آنوقت سؤال به «لِمَ» و «بِمَ» میکند و میگوید «چرا این شیء در آنجا قرار نگرفته است و آن شیء در اینجا؟».
مراتب وجود و هستی، ذاتی است
این مطلب اختصاص به مراتب زمانی حرکت جوهری و غیر حرکت جوهری ندارد، بلکه در مراتب وجود و هستی مطلقا مطلب از همین قرار است. معنی ندارد انسان سؤال کند «چرا خدا خداست و چرا عقل اول عقل اول است؟ چرا ملَک ملَک است