مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤١
واجبالوجود. بعضی دیگر گفتهاند زمان یک جوهر ممکن الوجود مجرد است، که این نظریه را به افلاطون نسبت دادهاند که او زمان را یک حقیقت مستقل یعنی جوهرالذات ]و به عبارت کاملتر[ یک جوهرِ مستقل مجردِ قائم به ذات میداند، که فخر رازی هم ـ آن طور که مرحوم آخوند در شرح هدایه نقل کرده ـ در کتاب عیونالحکمه همین نظر افلاطون را اختیار کرده است.
حدیث منسوب به رسول اکرم
حدیثی از حضرت رسول نقل شده که فرموده است: لا تَسُبُّوا الدَّهْرَ فَاِنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللهُ. دهر را ـ که ظاهر این است که دهر یعنی همین روزگار و زمان ـ سبّ نکنید زیرا روزگار همان الله است. در معنی این حدیث که مقصود و منظور چیست سخنها گفته شده است. آنچه قدر مسلم است این است که آن را به این معنا نمیشود حمل کرد که مقصود این است که الله مساوی با دهر است و دهر مساوی با الله، نه تنها از جهت آنچه که ما فعلا اعتقاد داریم بلکه با آیات قرآن جور در نمیآید چون آیات قرآن وقتی که میخواهد نظر افرادی را که منکر خدا هستند نقل کند نظر کسانی را نقل میکند که وقتی خدا را انکار میکنند به عنوان اینکه خدایی نیست و دهر هست ]انکار میکنند :[ ما هِی اِلّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَموتُ وَ نَحْیا وَ ما یهْلِکنا اِلاَّ الدَّهْرُ[١] . بنابراین معنی حدیث قطعآ این نیست. بعضی حدیث را این طور معنی کردهاند که مقصود این است که شما چرا روزگار را سب میکنید؟! وقتی که روزگار را سب میکنید در واقع شما آن دست اصلی ]را سب میکنید. [وقتی واقعهای برایتان پیش میآید که برای شما ناخوشایند است شروع میکنید روزگار را سب کردن. از آن جهت روزگار را سب میکنید که او را مسبب اصلی این حادثه میدانید. وقتی مثلا میگویید تف بر روزگار، به این اعتبار میگویید که روزگار چنین حادثهای را به وجود آورد، و حال آنکه یک نفر آدم موحد میداند که علةالعلل همه حوادث خداست. پس وقتی که روزگار را سب میکنی در واقع علةالعلل را سب میکنی و علةالعلل که روزگار نیست بلکه الله است[٢] .
[١] . جاثيه / ٢٤.
[٢] . سؤال : بنابراين آن شعری كه به اباعبدالله نسبت میدهند كه : يا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَليلٍ...
استاد : اتفاقآ جوابش همان «مِنْ خَليلٍ» است. «يا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَليلٍ» يعنی ای روزگار تو خليلبدی هستی. «خليل بدی هستی» غير از اين است كه ذات تو بد است. مثلا شما يك روحانی خوبیهستيد ولی ممكن است طبيب بدی باشيد. اگر بگويند اين آقا طبيب بدی است غير از اين است كهبگويند خودش آدم بدی است. اين آقا آدم خوبی است ولی طبيب بدی است يعنی به درد طبابتنمیخورد. روزگار خليل بدی است، يعنی خدا روزگار را خليل انسان قرار نداده است: اُفٍّ لَكَ مِنْخَليلٍ. پس آن كسی كه به تو تكيه كند و تو را خليل خودش قرار بدهد اشتباه كرده، تو از اين نظربدخليل و دوستی هستی.