مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٤
آنها معتقد بودند که اگر در عالم آن حرکت دوریه که همان حرکت فلک است نمیبود عالم بجمیع جواهره و اعراضه در یک حالت ثابت یکنواخت ازلی و ابدی بود و هیچ گونه تغییری در عالم رخ نمیداد؛ هوا بود اما جریان نداشت، آب بود اما حرکت نداشت، انسان بود ولی یک انسان که از ازل بود تا ابد هم همان انسان بود، و خلاصه هرچه که از اول بود تا ابد همان بود، نه چیزی حادث میشد و نه چیزی فانی میشد؛ یعنی هیچ گونه تغییری در عالم پیدا نمیشد، چون علت عالم ازلی است و علت ازلی اقتضاء میکند که معلولش ازلی باشد، در حالی که هر تغییری ملازم حدوث است. آنها میگفتند یک چیز در عالم پیدا شده است که خودش ازلی است ولی همین امر ازلی وضع خاصی دارد که سبب و منشأ شده است که در عالم تحرک و جریان و حدوث و فناء و زوال و امثال اینها پیدا بشود و ماده صورتی را رها کند و صورتی دیگر را بگیرد و اعراض (کیفیات، کمیات، اَینها...) تغییر کند و خلاصه هزاران نوع تغییر در عالم پیدا بشود که همین تغییراتی است که ما به چشم میبینیم، و آن یک چیز همان حرکت دوریه فلک است؛ یعنی اگر فلک ثابت میبود و حرکت نمیداشت همه چیز در یک حالْ متوقف و راکد بود و هیچگونه تغییری پیدا نمیشد. فلک که حرکت دوری میکند وضع و محاذاتها بالتبع تغییر میکند، حرارتها و برودتها عوض میشود. مثلا خورشید در یک وقت محاذی یک جاست و به آنجا نور میتابد، نور که تابید گرما پیدا میشود، گرما که پیدا شد حرکت هوا پیدا میشود، هوا یک قسمتش سبکتر و یک قسمتش سنگینتر میشود و وزش باد پیدا میشود، حرکت ابر پیدا میشود، باران پیدا میشود، رویش گیاهان پیدا میشود و هزاران چیز دیگر. پس فلک که حرکت میکند دائما نسبتش با اجزاء عالم تغییر میکند و با این تغییر نسبت، تأثیرات مختلف نسبت به اجزاء عالم پیدا میکند. تأثیرات مختلفِ پی در پی و حرکت و جنبش که در درون عالم پیدا شد، این جزء روی آن جزء اثر میگذارد و آن جزء روی آن جزء دیگر اثر میگذارد و... . این گونه است که این وضع موجود به وجود آمده است[١] .
اما از آن نظر که مسأله به ربط حادث به قدیم ارتباط دارد قدما چنین میگویند :
[١] . اين، بيان ساده مطلب بود.