مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٤٣
تا ابد موصوف به این حوادث باشد، ولی نه موصوف به یک حادثه بالخصوص بلکه موصوف به حوادث پی در پی؛ یعنی مجموع حوادث به منزله یک حادثه در نظر گرفته شده.
اما آنجا که صحبت از عدم ازلی حوادث میکنید هر حادثه را به تنهایی در نظر میگیرید و میگویید حادثهای که امروز اتفاق افتاده عدمش در ازل بوده است، پس جسمِ قدیمْ موصوف به عدم این حادثه بوده است.
این، تناقض نیست. در تناقض وحدت محمول شرط است. اگر ما بگوییم «جسمْ موصوف به مجموع حوادث است»، نقیضش این است: «جسم موصوف به مجموع حوادث نیست». اما اینکه «جسم از ازل تا ابد موصوف به مجموع حوادث است» با اینکه «جسم از ازل تا زمان وجود یک حادثه معینْ موصوف به عدم این حادثه معین است» متناقض نیست.
دلیل هشتم
دلیل هشتم همان است که معمولا در کتب منطقی به عنوان مثال ذکر میشود: «العالم متغیر و کل متغیر حادث فالعالم حادث»[١] . «العالم متغیر» یعنی «العالم لایخلو من الحوادث» که بعدا مرحوم آخوند میگویند مقصود این است که «الأجسام لایخلو من الحوادث»؛ چون بحث متکلمین روی عالم اجسام است[٢] . به تعبیر دیگر مقصود متکلمین از «العالم لایخلو من الحوادث» این است: «الجواهر الجسمانیة لایخلو من الحوادث». خوب، این صغری درست و مورد قبول است؛ هیچ کس قائل نیست که
[١] . بعدا مرحوم آخوند خواهند گفت كه اين برهان با توجه به مطالبی كه در حركت جوهری و راجع بهتغير داريم و همچنين با توجه به تعبير خاصی كه از حدوث عالم داريم، برهان درستی است. مرحومآخوند بعدا اشاره بلكه تصريح میكند به اينكه عالم متغير است، منتها به معنی اينكه متغير بالذاتاست، نه به معنی اينكه در معرض تغيرات است و حوادث عارض اجسام میشوند آن طور كهمتكلمين میگويند. حقيقت عالم عين تغير است و هرچه كه حقيقتش عين تغير باشد عين حدوث است. پس «عالمحادث است» به معنای اين است كه عالم عين حدوث دائم است. اين غير از حرف متكلمين است كهمیخواهند از اين دليل برای اثبات بدايت برای عالم استفاده كنند. «حدوث عالم» در نزد متكلمين بهمعنی داشتن بدايت زمانی است.
[٢] . اگرچه مرحوم آخوند میخواهد به نحوی مقصود متكلمين را توجيه كند، ولی حاجی میگويدمقصودشان فقط همين است.