مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٧٦
ماهیت شدت و ضعف نمیپذیرد، وجود هم که امری اعتباری است، به تبع ماهیت، شدت و ضعف نمیپذیرد. ولی بنا بر اصالت وجود، وجود از آن جهت که وجود است خواه وجود جوهر باشد یا وجود عرض، شدت و ضعف میپذیرد و این مطلب در همین بحث حرکت جوهری مطرح شد. اصلا بوعلی و امثال او که حرکت جوهری را انکار میکردند، بر این اساس بود که اصالة الماهوی فکر میکردند. مرحوم آخوند که اصالة الوجودی فکر کرد و وجود را قابل شدت و ضعف دانست اشکالات حرکت جوهریه حل شد.
حال که این مطلب معلوم شد میگوییم: تناهی و لا تناهی هم از همین قبیل است. بنا بر اصالت وجود، تناهی و لا تناهی از مختصات کمّیات نیست، بلکه وجود از آن جهت که وجود است متصف به تناهی و لا تناهی میشود. میگوییم «وجود حق تعالی غیرمتناهی است». اینجا مقصودمان نه غیرمتناهی عددی است و نه غیرمتناهی مقداری، بلکه غیرمتناهی شِدّی هم خودش نوعی غیرمتناهی است.
پس قوه جسمانی اعم از اینکه قوه طبیعی باشد (یعنی قوهای که با طبیعت متحد است و درونی است) یا قوه بیرونی (یعنی قوهای که قاسر از خارج وارد میکند) متصف میشود به شدت و ضعف و تناهی و لا تناهی، بالذات نه بالعرض. و حق این بود که مرحوم آخوند در اینجا این مطلب را بیان میکردند، ولی ایشان به همان حرف خواجه بسنده کرده و رد شدهاند گو اینکه در ضمن حرفهایشان فقط در یک جا در کمتر از نیم سطر میگویند: «بنا بر مبانی ما اینجا باید حرفهای دیگری زد». بنا بر مبانی مرحوم آخوند یکی از حرفهایی که نباید زد همین است که «قوای جسمانی، بالذات متصف به زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی نمیشوند» و وقتی این حرف را نگوییم، میبینیم که چقدر این برهان متفاوت میشود.
مناقشه دوم
مطلب دیگری که میخواهیم بیان کنیم مربوط میشود به عبارت «و لمّا کان امتناع اللاتناهی بحسب الشدة...[١] ». مرحوم آخوند مطلبی را در ضمن حرفهایی که قبل از این از خواجه نقل کردند بیان کردند که مطلب درستی بود. ایشان گفتند: لا نهایت
[١] . اسفار، ج ٣، ص ٢٢٢.