مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٣٤
پس ما میخواهیم بگوییم جسم که جسمیتش به داشتن صورت جسمیه[١]
است، علاوه بر صورت جسمیه باید صورت نوعیهای هم داشته باشد. ولی این آقایان مطلب را به این صورت مطرح نمیکنند که «جسم باید صورت نوعیهای داشته باشد» بلکه بحث را روی یک صورت نوعی خاص میبرند و در واقع از این راه وارد میشوند. آن صورت نوعیه خاص عبارت است از طبیعتی که در جسم، یا میل ]حرکت[ مستقیم به وجود بیاورد[٢] و یا در آن منشأ حرکت مستدیر[٣] بشود. به هر حال میگویند: محال است جسمی وجود داشته باشد که در درونش قوهای که آن را به نوعی حرکت بدهد، وجود نداشته باشد. این حرف، حرف خیلی مایهداری است که باید روی آن بحث کرد.
بعد به این آقایان میگوییم: چه دلیل و برهانی بر این مطلب دارید؟ شاید امکان داشته باشد در عالم اجسامی وجود پیدا کنند که فقط صورت جسمیه داشته باشند و صورت نوعیه نداشته باشند و در درون آنها مبدأ هیچ حرکتی وجود نداشته باشد و قهرا مبدأ هر حرکتی که بخواهند داشته باشند باید از خارج وارد شود. شما چه دلیلی بر مدعای خودتان دارید؟
بیان اولیه مرحوم آخوند در اثبات مدعا
ایشان اول مطلب را با بیان سادهای ذکر میکنند و بعد میفرمایند: برای مستبصر همین قدر کافی است. آنوقت برای اضافه توضیح بیانات مفصلی دارند که واقعا هم لازم است و آن مقدار بیانی که ایشان در مورد آن گفتهاند «برای مستبصر کافی است»، کافی نیست.
در ابتدای بیانِ ایشان یک مقدمه مطویه وجود دارد و آن این است: هر جسمی قابل حرکت است؛ یعنی جسمی که ممتنع الحرکه باشد، در عالم وجود ندارد. حال که این مقدمه را دانستید میگوییم: ایشان میگویند: اگر جسمی حرکت کند، یا مبدأ این حرکت در خود این جسم هست یا نیست. اگر مبدأ این حرکت در
[١] . صورت جسميه يعنی همان كه به جسم ابعاد سه گانه میدهد.
[٢] . يعنی در جسم جاذبه و كششی رو به بالا يا رو به پايين به وجود بياورد.
[٣] . يعنی حركت دوری كه شیء به دور خودش بچرخد نظير آنچه قدما در باب افلاك میگفتند، ياحركت انتقالی نظير آنچه كه امروز در مورد زمين میگويند.