مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٥١
باشد، و مانع خارجی غیر طبیعی هم که قسری باشد امری اتفاقی است و میتوانیم موردی را فرض کنیم که چنین مانعی وجود نداشته باشد. پس میان تأثیر جسم کبیر و تأثیر جسم صغیر نمیتواند از نظر مدّت و عِدّت اختلافی نباشد و این اختلاف چون از ناحیه هیچ چیز دیگری نمیتواند باشد، از ناحیه فاعل است که همان قوه باشد. و همین قدر که میان قوه صغیر و قوه کبیر و به تعبیر دیگر میان جزء و کل قوه از نظر تأثیر عِدّی و مُدّی اختلاف بود، متناهی بودن ]این دو[ قوه ثابت میشود؛ چون داشتن اختلاف، به این معناست که به نسبت معینی میان اینها اختلاف است و لازمه این اختلاف به نسبت معین، متناهی بودن جزء است و لازمه متناهی بودن جزء، متناهی بودن کل است[١] .
بر این برهان هفت ایراد وارد شده است. تا ایراد چهارم را در جلسه قبل ذکر کردیم، ولی چون در متن ابهامی هست که آن را رفع نکردیم، ناچاریم برای رفع ابهام مطلب را دوباره بیان کنیم.
طرح مجدد ایراد چهارم
اشکال نقضی کرده بودند به این صورت: اینکه شما میگویید «قوه جسمانی نمیتواند اثر لایتناهی داشته باشد» به نظریه مقبول میان حکما که میگوید «زمین همیشه در مرکز عالم بوده و خواهد بود» نقض میشود؛ چون بودن زمین در مرکز عالم، طبیعی زمین است، یعنی ناشی از یک قوه طبیعی در زمین است[٢] و متناهی هم
نیست، یعنی چنین نیست که پس از مدتی این قوه تمام شود و دیگر در زمین اقتضای بودن در مرکز عالم نباشد.
جواب شیخ
جواب شیخ این بود که بحث ما درباره حرکت و خلاصه درباره آثار وجودی است، نه درباره چیزی نظیر سکون که امری عدمی است. زمین که در مرکز عالم است کاری انجام نمیدهد، بلکه ساکن است و سکون امری عدمی است. اگر زمین در
[١] . برهان را به اجمال عرض كردم برای يادآوری.
[٢] . لهذا روی حساب قدما اگر فرضا زمين را از محل خودش خارج كنند، زمين به حكم طبع خودش بهمركز عالم باز میگردد.